designations

[ایالات متحده]/ˌdɛzɪgˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɛzɪgˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام‌ها یا عناوینی که به کسی یا چیزی اختصاص داده می‌شود؛ عمل انتصاب یا تعیین

عبارات و ترکیب‌ها

job designations

مسمایین شغلی

official designations

مسمایین رسمی

educational designations

مسمایین آموزشی

professional designations

مسمایین حرفه‌ای

role designations

مسمایین نقش

title designations

مسمایین عنوان

industry designations

مسمایین صنعت

certification designations

مسمایین گواهینامه

location designations

مسمایین موقعیت مکانی

status designations

مسمایین وضعیت

جملات نمونه

the company has several designations for its employees.

شرکت چندین عنوان مختلف برای کارکنان خود دارد.

different designations come with varying responsibilities.

عنوان‌های مختلف همراه با مسئولیت‌های متفاوت هستند.

she received multiple designations for her outstanding performance.

او به دلیل عملکرد برجستش چندین عنوان دریافت کرد.

his job designations changed after the promotion.

عنوان شغلی او پس از ارتقا تغییر کرد.

designations in the organization reflect the hierarchy.

عنوان‌ها در سازمان سلسله مراتب را نشان می‌دهند.

employees are often confused by the different designations.

کارکنان اغلب در مورد عنوان‌های مختلف سردرگم می‌شوند.

she is proud of her designations in the field of education.

او به داشتن عناوانش در زمینه آموزش افتخار می‌کند.

some designations require specific qualifications.

برخی از عنوان‌ها نیاز به مدارک خاصی دارند.

he held various designations throughout his career.

او در طول حرفه خود سمت‌های مختلفی را در اختیار داشت.

understanding the designations can help in career advancement.

درک عنوان‌ها می‌تواند به ارتقای شغلی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید