tobogganing

[ایالات متحده]/təˈbɒɡənɪŋ/
[بریتانیا]/təˈbɑːɡənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش سوار شدن بر روی توبوگان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fun tobogganing

سر خوردن سرگرم کننده

tobogganing adventure

ماجراجویی سر خوردنی

tobogganing hill

تپه سر خوردنی

tobogganing trip

سفر سر خوردنی

tobogganing season

فصل سر خوردن

tobogganing gear

تجهیزات سر خوردن

tobogganing fun

سر خوردن سرگرم کننده

tobogganing race

مسابقه سر خوردن

tobogganing park

پارک سر خوردن

tobogganing experience

تجربه سر خوردن

جملات نمونه

we went to the mountains for tobogganing last weekend.

ما آخر هفته گذشته به کوه ها برای سورتمه سواری رفتیم.

tobogganing is a fun winter activity for families.

سورتمه سواری یک فعالیت زمستانی سرگرم کننده برای خانواده ها است.

she enjoys tobogganing with her friends every winter.

او هر زمستان از سورتمه سواری با دوستانش لذت می برد.

we rented toboggans at the ski resort.

ما سورتمه را در پیست اسکی اجاره کردیم.

the kids had a blast tobogganing down the hill.

بچه ها از سورتمه سواری به پایین تپه خیلی خوشحال بودند.

make sure to wear warm clothes when tobogganing.

هنگام سورتمه سواری حتما لباس گرم بپوشید.

they built a ramp for better tobogganing experience.

آنها برای تجربه بهتر سورتمه سواری، یک رمپ ساختند.

we took turns tobogganing down the snowy slope.

ما نوبت نوبت از سرازیری برفی سورتمه سواری کردیم.

safety is important when tobogganing with children.

ایمنی هنگام سورتمه سواری با کودکان مهم است.

after tobogganing, we warmed up with hot chocolate.

بعد از سورتمه سواری، با شکلات داغ گرم شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید