toenailing

[ایالات متحده]/ˈteʊneɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtoʊneɪlɪŋ/

ترجمه

n. میخ زدن به صورت زاویه‌دار؛ ناخن پا

عبارات و ترکیب‌ها

toenailing a roof

محکم کردن با ناخن به سقف

toenailing boards

محکم کردن با ناخن به تخته‌ها

toenailing shingles

محکم کردن با ناخن به لبه‌های سقف

toenailing technique

تکنیک محکم کردن با ناخن

toenailing joints

محکم کردن با ناخن به اتصالات

toenailing edges

محکم کردن با ناخن به لبه‌ها

toenailing studs

محکم کردن با ناخن به تیرک‌ها

toenailing nails

محکم کردن با ناخن به میخ‌ها

toenailing flooring

محکم کردن با ناخن به کف‌پوش

toenailing rafters

محکم کردن با ناخن به خرک‌ها

جملات نمونه

toenailing is an essential technique in carpentry.

کاشت میخ، یک تکنیک ضروری در نجاری است.

he learned toenailing to improve his woodworking skills.

او برای بهبود مهارت‌های نجاری خود، کاشت میخ را یاد گرفت.

toenailing helps secure the joints in furniture construction.

کاشت میخ به محکم کردن اتصالات در ساخت مبلمان کمک می‌کند.

she demonstrated toenailing during the workshop.

او در طول کارگاه، کاشت میخ را به نمایش گذاشت.

proper toenailing can prevent furniture from wobbling.

کاشت میخ مناسب می‌تواند از لرزش مبلمان جلوگیری کند.

he prefers toenailing over other fastening methods.

او کاشت میخ را بر روش‌های بستن دیگر ترجیح می‌دهد.

toenailing requires precision and attention to detail.

کاشت میخ نیاز به دقت و توجه به جزئیات دارد.

she practiced toenailing to enhance her craftsmanship.

او برای ارتقای مهارت خود، کاشت میخ را تمرین کرد.

understanding toenailing techniques is crucial for builders.

درک تکنیک‌های کاشت میخ برای سازندگان بسیار مهم است.

he finished the project by toenailing the last piece.

او پروژه را با کاشت میخ آخرین قطعه به پایان رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید