tolerances

[ایالات متحده]/ˈtɒlərənsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɑːlərənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی یا تمایل به تحمل وجود نظرات یا رفتاری که فرد از آن خوشش نمی‌آید؛ ظرفیت برای تحمل درد یا سختی؛ انحراف مجاز از یک استاندارد

عبارات و ترکیب‌ها

strict tolerances

تحمل‌های سخت‌گیرانه

loose tolerances

تحمل‌های انعطاف‌پذیر

tolerances level

سطح تحمل

tolerances range

محدوده تحمل

tolerances limits

محدودیت‌های تحمل

tolerances specification

مشخصات تحمل

tolerances analysis

تجزیه و تحلیل تحمل

tolerances control

کنترل تحمل

tolerances criteria

معیارهای تحمل

tolerances assessment

ارزیابی تحمل

جملات نمونه

different materials have different tolerances.

مواد مختلف دارای تحمل‌های متفاوتی هستند.

engine parts must be manufactured within specific tolerances.

قطعات موتور باید با توجه به تحمل‌های مشخص تولید شوند.

the tolerances in this design are very tight.

تحمل‌ها در این طرح بسیار دقیق هستند.

we need to measure the tolerances accurately.

ما باید تحمل‌ها را به طور دقیق اندازه گیری کنیم.

quality control checks ensure tolerances are met.

بررسی‌های کنترل کیفیت اطمینان حاصل می‌کنند که تحمل‌ها رعایت می‌شوند.

adjusting the tolerances can improve performance.

تنظیم تحمل‌ها می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

manufacturers often specify tolerances for parts.

تولیدکنندگان اغلب تحمل‌ها را برای قطعات مشخص می‌کنند.

tolerances can affect the overall quality of the product.

تحمل‌ها می‌توانند بر کیفیت کلی محصول تأثیر بگذارند.

understanding tolerances is crucial in engineering.

درک تحمل‌ها در مهندسی بسیار مهم است.

exceeding tolerances can lead to product failure.

تجاوز از تحمل‌ها می‌تواند منجر به خرابی محصول شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید