tolerates

[ایالات متحده]/ˈtɒləreɪts/
[بریتانیا]/ˈtɑːləreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجازه می‌دهد یا مجاز می‌دارد چیزی را؛ تأیید می‌کند یا قبول می‌کند؛ تحمل می‌کند یا می‌کشد؛ چیزی ناخوشایند را تحمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tolerates criticism

تحمل انتقاد

tolerates differences

تحمل تفاوت‌ها

tolerates noise

تحمل سر و صدا

tolerates mistakes

تحمل اشتباهات

tolerates behavior

تحمل رفتار

tolerates pressure

تحمل فشار

tolerates challenges

تحمل چالش‌ها

tolerates discomfort

تحمل ناراحتی

tolerates ambiguity

تحمل ابهام

tolerates frustration

تحمل سرخوردگی

جملات نمونه

she tolerates his bad habits.

او تحمل عادت‌های بد او را می‌کند.

the teacher tolerates different opinions in class.

معلم نظرات مختلف را در کلاس تحمل می‌کند.

he tolerates the noise from the construction.

او سر و صدای ناشی از ساخت و ساز را تحمل می‌کند.

the law tolerates certain minor offenses.

قانون تخلفات جزئی خاصی را تحمل می‌کند.

she tolerates the cold weather for the sake of skiing.

او به خاطر اسکی، سرما را تحمل می‌کند.

he tolerates her constant late arrivals.

او دیر رسیدن‌های مداوم او را تحمل می‌کند.

they tolerate each other's differences.

آنها تفاوت‌های یکدیگر را تحمل می‌کنند.

the company tolerates flexible working hours.

شرکت ساعات کاری انعطاف پذیر را تحمل می‌کند.

the community tolerates diverse cultures.

جامعه فرهنگ‌های متنوع را تحمل می‌کند.

he tolerates her quirks with a smile.

او با لبخند، عجیب و غریب بودن او را تحمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید