rejects

[ایالات متحده]/[ˈrɪdʒɛkts]/
[بریتانیا]/[ˈrɪdʒɛkts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رد کردن، قبول نکردن یا در نظر نگرفتن؛ اجازه ندادن به عبور یا ورود؛ اخراج از خدمت یا عضویت
n. شخص یا شیئی که رد می‌شود؛ عمل رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rejects applications

رد درخواست‌ها

rejecting proposals

رد پیشنهادات

rejects claims

رد ادعاها

rejects offers

رد پیشنهادها

rejects candidates

رد نامزدها

rejected bid

حراج رد شده

rejects ideas

رد ایده‌ها

rejects attempts

رد تلاش‌ها

rejects submissions

رد ارسال‌ها

rejects requests

رد درخواست‌ها

جملات نمونه

the committee rejects the proposal due to insufficient data.

کمیته پیشنهاد را به دلیل داده‌های ناکافی رد می‌کند.

he rejects the idea of working overtime this weekend.

او ایده اضافه کاری این آخر هفته را رد می‌کند.

the company rejects numerous applications each year.

شرکت هر سال درخواست‌های متعددی را رد می‌کند.

she rejects his advances with a polite but firm tone.

او با لحنی مؤدبانه اما محکم، او را رد می‌کند.

the judge rejects the defense's argument as unfounded.

قاضی استدلال دفاع را به عنوان بی‌اساس رد می‌کند.

the audience rejects the film's predictable plot.

مخاطبان طرح قابل پیش‌بینی فیلم را رد می‌کنند.

the system rejects invalid login attempts.

سیستم تلاش‌های نامعتبر برای ورود را رد می‌کند.

the team rejects the new strategy, preferring the old one.

تیم استراتژی جدید را رد می‌کند و ترجیح می‌دهد از استراتژی قدیمی استفاده کند.

the government rejects calls for immediate policy changes.

دولت درخواست‌ها برای تغییرات فوری در سیاست‌ها را رد می‌کند.

the software rejects files that are corrupted.

نرم‌افزار فایل‌های خراب را رد می‌کند.

the museum rejects submissions that don't meet the criteria.

موزه ارسال‌هایی را که با معیارهای مطابقت ندارند، رد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید