tongues

[ایالات متحده]/tʌŋz/
[بریتانیا]/tʌŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبان‌ها (جمع زبان); ساختار عضلانی متحرک در دهان; اشیاء شبیه زبان; بخشی از کفش که بالای پا را می‌پوشاند

عبارات و ترکیب‌ها

speaking in tongues

صحبت در زبانها

lost in tongues

گم شده در زبان‌ها

many tongues

زبمان‌های زیاد

foreign tongues

زبمان‌های خارجی

tongues wagging

زبمان‌هایی که تکان می‌خورند

two tongues

دو زبمان

forked tongues

زبمان‌های دو شاخه

silent tongues

زبمان‌های ساکت

sharp tongues

زبمان‌های تیز

twisted tongues

زبمان‌های پیچ خورده

جملات نمونه

she speaks several tongues fluently.

او به طور مسلط به چندین زبان صحبت می‌کند.

the diplomat was skilled in the art of tongues.

دیپلمات در هنر زبان‌ها ماهر بود.

they exchanged pleasantries in different tongues.

آنها در زبان‌های مختلف تعارف کردند.

learning new tongues can be challenging.

یادگیری زبان‌های جدید می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

his ability to switch tongues impressed everyone.

توانایی او در تغییر زبان‌ها همه را تحت تأثیر قرار داد.

she has a talent for picking up new tongues quickly.

او استعداد یادگیری سریع زبان‌های جدید را دارد.

many cultures celebrate their tongues through festivals.

فرهنگ‌های زیادی زبان خود را از طریق جشنواره‌ها جشن می‌گیرند.

he often mixes tongues when he talks.

او اغلب وقتی صحبت می‌کند زبان‌ها را با هم مخلوط می‌کند.

some tongues are at risk of extinction.

برخی از زبان‌ها در معرض خطر انقراض هستند.

in the classroom, we learn about different tongues.

در کلاس درس، ما در مورد زبان‌های مختلف یاد می‌گیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید