| صفت یا فعل حال استمراری | toning |
muscle toning
تقویت عضلات
toning exercises
تمرینات تقویتکننده
skin toning
تقویت پوست
toning lotion
لوسیون تقویتکننده
skin tone
رنگ پوست
tone of voice
لحن صدا
set the tone
فضاسازی
tone up
افزایش تن
muscle tone
تناسب عضلانی
color tone
رنگ صدا
tone color
رنگ صدا
ring tone
زنگ تلفن
pure tone
صدای خالص
tone down
کاهش دادن
single tone
حالت یکنواختی
low tone
افت تن
affective tone
آهنگ عاطفی
tone quality
کیفیت صدا
falling tone
لحن نزولی
busy tone
صدای شلوغ
tone colour
رنگ ملایم
dial tone
صدای تلفن
rising tone
لحن صعودی
sets the tone
فضاسازی میکند
She is toning her muscles at the gym.
او عضلات خود را در باشگاه تقویت میکند.
Toning exercises can help improve strength and flexibility.
تمرینات تقویتکننده میتوانند به بهبود قدرت و انعطافپذیری کمک کنند.
Yoga is great for toning the body and calming the mind.
یوگا برای تقویت بدن و آرام کردن ذهن عالی است.
He uses toning lotion to hydrate and refresh his skin.
او از لوسیون تقویتکننده برای آبرسانی و تازگی پوستش استفاده میکند.
Toning down the colors in the room can create a more relaxing atmosphere.
کاهش رنگها در اتاق میتواند فضایی آرامبخشتر ایجاد کند.
She enjoys toning her voice through singing lessons.
او از تقویت صدای خود از طریق کلاسهای آواز لذت میبرد.
Toning your abs requires both exercise and a healthy diet.
تقویت شکم شما هم به ورزش و هم به یک رژیم غذایی سالم نیاز دارد.
The artist is toning the painting to create depth and dimension.
هنرمند در حال تقویت نقاشی است تا عمق و بُعد ایجاد کند.
Regular toning of the piano strings is essential for maintaining its sound quality.
تنظیم منظم سیمهای پیانو برای حفظ کیفیت صدای آن ضروری است.
She uses toning shampoo to keep her blonde hair looking vibrant.
او از شامپوی تقویتکننده برای حفظ درخشندگی موهای بلوندش استفاده میکند.
muscle toning
تقویت عضلات
toning exercises
تمرینات تقویتکننده
skin toning
تقویت پوست
toning lotion
لوسیون تقویتکننده
skin tone
رنگ پوست
tone of voice
لحن صدا
set the tone
فضاسازی
tone up
افزایش تن
muscle tone
تناسب عضلانی
color tone
رنگ صدا
tone color
رنگ صدا
ring tone
زنگ تلفن
pure tone
صدای خالص
tone down
کاهش دادن
single tone
حالت یکنواختی
low tone
افت تن
affective tone
آهنگ عاطفی
tone quality
کیفیت صدا
falling tone
لحن نزولی
busy tone
صدای شلوغ
tone colour
رنگ ملایم
dial tone
صدای تلفن
rising tone
لحن صعودی
sets the tone
فضاسازی میکند
She is toning her muscles at the gym.
او عضلات خود را در باشگاه تقویت میکند.
Toning exercises can help improve strength and flexibility.
تمرینات تقویتکننده میتوانند به بهبود قدرت و انعطافپذیری کمک کنند.
Yoga is great for toning the body and calming the mind.
یوگا برای تقویت بدن و آرام کردن ذهن عالی است.
He uses toning lotion to hydrate and refresh his skin.
او از لوسیون تقویتکننده برای آبرسانی و تازگی پوستش استفاده میکند.
Toning down the colors in the room can create a more relaxing atmosphere.
کاهش رنگها در اتاق میتواند فضایی آرامبخشتر ایجاد کند.
She enjoys toning her voice through singing lessons.
او از تقویت صدای خود از طریق کلاسهای آواز لذت میبرد.
Toning your abs requires both exercise and a healthy diet.
تقویت شکم شما هم به ورزش و هم به یک رژیم غذایی سالم نیاز دارد.
The artist is toning the painting to create depth and dimension.
هنرمند در حال تقویت نقاشی است تا عمق و بُعد ایجاد کند.
Regular toning of the piano strings is essential for maintaining its sound quality.
تنظیم منظم سیمهای پیانو برای حفظ کیفیت صدای آن ضروری است.
She uses toning shampoo to keep her blonde hair looking vibrant.
او از شامپوی تقویتکننده برای حفظ درخشندگی موهای بلوندش استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید