tooth-related issues
مشکلات مرتبط با دندان
tooth-related pain
درد مرتبط با دندان
tooth-related health
سلامتی مرتبط با دندان
tooth-related problems
مسائل مرتبط با دندان
tooth-related surgery
جراحی مرتبط با دندان
tooth-related care
مراقبت مرتبط با دندان
tooth-related anxiety
قلق مرتبط با دندان
tooth-related risks
ریسکهای مرتبط با دندان
tooth-related products
محصولات مرتبط با دندان
tooth-related treatment
درمان مرتبط با دندان
i need to schedule a tooth-related appointment with my dentist.
باید یک نوبت مربوط به دندان با دندورانم قرار دهم.
the child's tooth-related pain was causing him a lot of discomfort.
درد مربوط به دندان کودک باعث ناراحتی زیاد او شده بود.
good oral hygiene is essential for preventing tooth-related problems.
بهداشت دهان خوب برای جلوگیری از مشکلات مربوط به دندان ضروری است.
she researched tooth-related treatments online before visiting the clinic.
او قبل از بازدید از کلینیک در مورد درمانهای مربوط به دندان در اینترنت تحقیق کرد.
the dentist asked about my family history of tooth-related diseases.
دندوران درباره سابقه خانوادگی من در مورد بیماریهای مربوط به دندان پرسید.
regular brushing and flossing are key to maintaining tooth-related health.
شستن دندان و استفاده از دندانپاک کردن به طور منظم برای حفظ سلامتی مربوط به دندان کلیدی است.
he was concerned about the potential cost of tooth-related surgery.
او نگران هزینه احتمالی جراحی مربوط به دندان بود.
the study focused on the impact of diet on tooth-related enamel erosion.
این مطالعه بر روی تأثیر رژیم غذایی بر فرسایش لایه ناخن دندان مربوط به دندان متمرکز بود.
she experienced a tooth-related abscess that required immediate treatment.
او با یک گریف مربوط به دندان مواجه شد که نیاز به درمان فوری داشت.
the dentist recommended a tooth-related sealant to protect her molars.
دندوران یک پوشش مربوط به دندان را برای محافظت از دندانهای پشت او توصیه کرد.
he was self-conscious about his tooth-related imperfections.
او درباره ناهماهنگیهای مربوط به دندانش احساس خودباوری کم داشت.
tooth-related issues
مشکلات مرتبط با دندان
tooth-related pain
درد مرتبط با دندان
tooth-related health
سلامتی مرتبط با دندان
tooth-related problems
مسائل مرتبط با دندان
tooth-related surgery
جراحی مرتبط با دندان
tooth-related care
مراقبت مرتبط با دندان
tooth-related anxiety
قلق مرتبط با دندان
tooth-related risks
ریسکهای مرتبط با دندان
tooth-related products
محصولات مرتبط با دندان
tooth-related treatment
درمان مرتبط با دندان
i need to schedule a tooth-related appointment with my dentist.
باید یک نوبت مربوط به دندان با دندورانم قرار دهم.
the child's tooth-related pain was causing him a lot of discomfort.
درد مربوط به دندان کودک باعث ناراحتی زیاد او شده بود.
good oral hygiene is essential for preventing tooth-related problems.
بهداشت دهان خوب برای جلوگیری از مشکلات مربوط به دندان ضروری است.
she researched tooth-related treatments online before visiting the clinic.
او قبل از بازدید از کلینیک در مورد درمانهای مربوط به دندان در اینترنت تحقیق کرد.
the dentist asked about my family history of tooth-related diseases.
دندوران درباره سابقه خانوادگی من در مورد بیماریهای مربوط به دندان پرسید.
regular brushing and flossing are key to maintaining tooth-related health.
شستن دندان و استفاده از دندانپاک کردن به طور منظم برای حفظ سلامتی مربوط به دندان کلیدی است.
he was concerned about the potential cost of tooth-related surgery.
او نگران هزینه احتمالی جراحی مربوط به دندان بود.
the study focused on the impact of diet on tooth-related enamel erosion.
این مطالعه بر روی تأثیر رژیم غذایی بر فرسایش لایه ناخن دندان مربوط به دندان متمرکز بود.
she experienced a tooth-related abscess that required immediate treatment.
او با یک گریف مربوط به دندان مواجه شد که نیاز به درمان فوری داشت.
the dentist recommended a tooth-related sealant to protect her molars.
دندوران یک پوشش مربوط به دندان را برای محافظت از دندانهای پشت او توصیه کرد.
he was self-conscious about his tooth-related imperfections.
او درباره ناهماهنگیهای مربوط به دندانش احساس خودباوری کم داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید