tooth-related

[ایالات متحده]/[tuːθ rɪˈleɪtɪd]/
[بریتانیا]/[tuːθ rɪˈleɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دندان‌ها؛ مرتبط با دندان‌ها یا تأثیرگذار بر دندان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

tooth-related issues

مشکلات مرتبط با دندان

tooth-related pain

درد مرتبط با دندان

tooth-related health

سلامتی مرتبط با دندان

tooth-related problems

مسائل مرتبط با دندان

tooth-related surgery

جراحی مرتبط با دندان

tooth-related care

مراقبت مرتبط با دندان

tooth-related anxiety

قلق مرتبط با دندان

tooth-related risks

ریسک‌های مرتبط با دندان

tooth-related products

محصولات مرتبط با دندان

tooth-related treatment

درمان مرتبط با دندان

جملات نمونه

i need to schedule a tooth-related appointment with my dentist.

باید یک نوبت مربوط به دندان با دندورانم قرار دهم.

the child's tooth-related pain was causing him a lot of discomfort.

درد مربوط به دندان کودک باعث ناراحتی زیاد او شده بود.

good oral hygiene is essential for preventing tooth-related problems.

بهداشت دهان خوب برای جلوگیری از مشکلات مربوط به دندان ضروری است.

she researched tooth-related treatments online before visiting the clinic.

او قبل از بازدید از کلینیک در مورد درمان‌های مربوط به دندان در اینترنت تحقیق کرد.

the dentist asked about my family history of tooth-related diseases.

دندوران درباره سابقه خانوادگی من در مورد بیماری‌های مربوط به دندان پرسید.

regular brushing and flossing are key to maintaining tooth-related health.

شستن دندان و استفاده از دندان‌پاک کردن به طور منظم برای حفظ سلامتی مربوط به دندان کلیدی است.

he was concerned about the potential cost of tooth-related surgery.

او نگران هزینه احتمالی جراحی مربوط به دندان بود.

the study focused on the impact of diet on tooth-related enamel erosion.

این مطالعه بر روی تأثیر رژیم غذایی بر فرسایش لایه ناخن دندان مربوط به دندان متمرکز بود.

she experienced a tooth-related abscess that required immediate treatment.

او با یک گریف مربوط به دندان مواجه شد که نیاز به درمان فوری داشت.

the dentist recommended a tooth-related sealant to protect her molars.

دندوران یک پوشش مربوط به دندان را برای محافظت از دندان‌های پشت او توصیه کرد.

he was self-conscious about his tooth-related imperfections.

او درباره ناهماهنگی‌های مربوط به دندانش احساس خودباوری کم داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید