topcoat

[ایالات متحده]/'tɒpkəʊt/
[بریتانیا]/'tɑpkot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کت سبک که بر روی سایر لباس‌ها پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعtopcoats

عبارات و ترکیب‌ها

wool topcoat

پوشش پشم

long topcoat

پوشش بلند

cashmere topcoat

پوشش کشمیر

double-breasted topcoat

پوشش دکمه‌دار دوتایی

جملات نمونه

I need to buy a new topcoat for the winter.

من نیاز دارم یک پالتوی جدید برای زمستان بخرم.

She wore a stylish topcoat to the party.

او یک پالتوی شیک به مهمانی پوشید.

The topcoat was made of high-quality wool.

پالتو از پشم با کیفیت بالا ساخته شده بود.

He layered a scarf over his topcoat.

او یک شال را روی پالتوی خود انداخت.

The topcoat kept him warm in the cold weather.

پالتو او را در هوای سرد گرم نگه داشت.

She chose a navy blue topcoat to match her outfit.

او یک پالتوی آبی نفتی به رنگ لباس خود انتخاب کرد.

The topcoat had a classic design with a modern twist.

پالتو دارای طراحی کلاسیک با پیچش مدرن بود.

He buttoned up his topcoat to shield himself from the wind.

او پالتوی خود را دکمه کرد تا از باد محافظت کند.

The topcoat hung elegantly on the coat rack.

پالتو به طور elegan بر روی رخت آویز آویخته بود.

The topcoat is a versatile piece that can be dressed up or down.

پالتو یک قطعه ی همه کاره است که می توان آن را رسمی یا غیر رسمی پوشید.

نمونه‌های واقعی

Then her boss himself stood at the door, pushing a long arm into his topcoat.

سپس رئیس خود او در در ایستاد و بازوی بلندی را به داخل بارانی خود فشار داد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Where's our dough anyways? I need a new topcoat.

به هر حال پول ما کجاست؟ به یک بارانی جدید نیاز دارم.

منبع: Atlantic Empire Season 1

He put on his topcoat then led the students to help other people.

او بارانی خود را پوشید و سپس دانش آموزان را برای کمک به دیگران هدایت کرد.

منبع: Pan Pan

I started with topcoats, specifically, my trench coats.

من با بارانی‌ها شروع کردم، به طور خاص، بارانی‌های خاکی خودم.

منبع: Gentleman's Dressing Guide

He still had his hat and light topcoat on.

او هنوز کلاه و بارانی سبک خود را به سر داشت.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

Now, what is the difference between an overcoat, a topcoat, and a great coat?

حالا، چه تفاوتی بین بارانی بلند، بارانی و پالتو وجود دارد؟

منبع: Gentleman's Dressing Guide

He had a light topcoat on with the collar turned up and he seemed to be shivering.

او بارانی سبکی به تن داشت که یقه آن بالا بود و به نظر می‌رسید می‌لرزید.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

And then we add a layer of clear, translucent pearl similar to what's used in like women's nail polish as a topcoat.

و سپس یک لایه مروارید شفاف و نیمه‌شفاف مانند آنچه در لاک ناخن زنان به عنوان بارانی استفاده می‌شود، اضافه می‌کنیم.

منبع: Vox opinion

Perhaps wear his traditional color scheme of green hair and purple topcoat backwards- give yourself purple hair and a green topcoat.

شاید رنگ‌های سنتی او، موهای سبز و بارانی بنفش را برعکس بپوشید - به خودتان موهای بنفش و بارانی سبز بدهید.

منبع: Defeating the movie moguls

He drew the edge of his mackintosh over her woolly English topcoat.

او لبه بارانی خود را روی بارانی پشمی انگلیسی او کشید.

منبع: The Peacock Lady (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید