topography

[ایالات متحده]/tə'pɒgrəfɪ/
[بریتانیا]/tə'pɑgrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه ویژگی‌های فیزیکی سطح زمین، شامل زمین و اشکال زمین.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

surface topography

توپوگرافی سطح

karst topography

توپوگرافی کارستی

جملات نمونه

The topography of the region includes mountains, valleys, and rivers.

توپوگرافی منطقه شامل کوه‌ها، دره‌ها و رودخانه‌ها است.

The topography of the land affects the drainage patterns.

توپوگرافی زمین بر الگوهای زهکشی تأثیر می‌گذارد.

Geologists study the topography of the Earth's surface.

زمین‌شناسان توپوگرافی سطح زمین را مطالعه می‌کنند.

The topography of the area makes it prone to flooding.

توپوگرافی منطقه آن را مستعد سیل می‌کند.

The topography of the city makes it difficult to build roads.

توپوگرافی شهر ساخت جاده‌ها را دشوار می‌کند.

The topography of the island is characterized by rugged cliffs and sandy beaches.

توپوگرافی جزیره با صخره‌های ناهموار و سواحل شنی مشخص می‌شود.

The topography of the desert is mostly flat with occasional dunes.

توپوگرافی صحرا بیشتر هموار با تپه‌های شنی گاه به گاه است.

The topography of the region plays a key role in determining the climate.

توپوگرافی منطقه نقش کلیدی در تعیین آب و هوا دارد.

The topography of the coastline is constantly changing due to erosion.

توپوگرافی خط ساحلی به دلیل فرسایش به طور مداوم در حال تغییر است.

The topography of the national park offers stunning views of the surrounding mountains.

توپوگرافی پارک ملی مناظر خیره‌کننده از کوه‌های اطراف را ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید