torturous

[ایالات متحده]/'tɔ:tʃərəs/
[بریتانیا]/ˈtɔrtʃərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث درد یا رنج شدید; پر از عذاب یا عذاب.

جملات نمونه

a torturous five days of fitness training.

پنج روز طاقت‌فرسا از تمرینات تناسب اندام

a torturous journey through the mountains

یک سفر طاقت‌فرسا در میان کوه‌ها

endure a torturous workout

تحمل یک تمرین طاقت‌فرسا

a torturous decision to make

یک تصمیم طاقت‌فرسا برای گرفتن

the torturous process of waiting

فرآیند طاقت‌فرسا انتظار

a torturous experience that left her traumatized

یک تجربه طاقت‌فرسا که او را دچار آسیب روحی کرد

a torturous path to success

یک مسیر طاقت‌فرسا تا موفقیت

the torturous heat of the desert

گرما طاقت‌فرسا صحرا

a torturous examination to pass

یک امتحان طاقت‌فرسا برای گذراندن

the torturous sound of nails on a chalkboard

صدای طاقت‌فرسا میخ روی تخته سیاه

a torturous relationship filled with constant arguments

یک رابطه طاقت‌فرسا پر از بحث‌های مداوم

نمونه‌های واقعی

But for some people, the idea of a silent walk might seem torturous.

اما برای برخی افراد، ایده یک پیاده‌روی بی‌صدا ممکن است طاقت‌فرسا به نظر برسد.

منبع: New York Times

But on the other hand, when I wanted some quiet time, and people kept talking and laughing aloud, it was torturous.

اما از طرف دیگر، وقتی می‌خواستم کمی وقت آرام داشته باشم و مردم صحبت می‌کردند و بلند می‌خندیدند، طاقت‌فرسا بود.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

He notoriously delivered torturous punishments onto his enemies.

او به طور مشهور مجازات‌های شکنجه‌آوری را به دشمنان خود تحمیل می‌کرد.

منبع: Koranos Animation Science Popularization

It can be lethal and torturous as well as a heady thrill.

این می‌تواند کشنده و شکنجه‌آور و همچنین یک هیجان شدید باشد.

منبع: The Economist Culture

We can only watch, complicit, which can make for a pretty torturous viewing experience.

ما فقط می‌توانیم تماشا کنیم، همدست، که می‌تواند تجربه‌ای بسیار شکنجه‌آور باشد.

منبع: Perspective Encyclopedia of Film and Television

And there's a lesson to be learned from the pandemic's slow and torturous non-ending.

و درسی وجود دارد که باید از پایان‌نشده شدن آهسته و شکنجه‌آور همه‌گیری یاد بگیریم.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

Is it a joyful story of how it's made, or is it a torturous one?

آیا این یک داستان شاد از نحوه ساخت آن است یا یک داستان شکنجه‌آور؟

منبع: TED Talks (Audio Version) November 2017 Collection

(Madhumita Murgia laughs) That's why he chose to put the cat in this torturous device.

(خنده مدهومیتا مورگیا) به همین دلیل بود که او تصمیم گرفت گربه را در این دستگاه شکنجه‌آور قرار دهد.

منبع: Financial Times Podcast

Other than being new to portland, all they seem to have shared was a torturous death.

به جز اینکه برایشان جدید بود که به پورتلند آمدند، به نظر می‌رسد تنها چیزی که با هم به اشتراک گذاشتند یک مرگ شکنجه‌آور بود.

منبع: Criminal Minds Season 3

His expression became awed, almost reverent. I can't adequately describe the struggle; it took Carlisle two centuries of torturous effort to perfect his self-control.

حالت چهره‌اش به حیرت‌گویی و تقریباً احترام تبدیل شد. نمی‌توانم به طور کامل مبارزه را توصیف کنم؛ دو قرن تلاش شکنجه‌آور طول کشید تا کارلسایل بتواند خودکنترلی خود را کامل کند.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید