tossed salad
سالاد انداخته شده
tossed coin
سکه پرتاب شده
tossed aside
کنار انداخته شده
tossed around
اینجا و آنجا پرتاب شده
tossed together
با هم مخلوط شده
tossed out
بیرون انداخته شده
tossed up
بالا انداخته شده
tossed back
پس انداخته شده
tossed in
داخل انداخته شده
tossed about
اینجا و آنجا پرتاب شده
she tossed the ball to her friend.
او توپ را به دوستش پرتاب کرد.
he tossed his keys on the table.
او کلیدهایش را روی میز انداخت.
the chef tossed the salad with dressing.
سرآشپز سالاد را با سس مخلوط کرد.
they tossed coins into the fountain for good luck.
آنها برای خوش شانسی سکه هایی را در فواره انداختند.
she tossed her hair back confidently.
او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب انداخت.
he tossed a few ideas around during the meeting.
او در طول جلسه چند ایده مطرح کرد.
the dog happily tossed the stick in the air.
سگ با خوشحالی چوب را به هوا پرتاب کرد.
they tossed their plans aside and went for a walk.
آنها برنامه هایشان را کنار گذاشتند و برای پیاده روی رفتند.
she tossed a glance at the clock.
او نگاهی به ساعت انداخت.
he tossed the paper into the recycling bin.
او کاغذ را در سطل بازیافت انداخت.
tossed salad
سالاد انداخته شده
tossed coin
سکه پرتاب شده
tossed aside
کنار انداخته شده
tossed around
اینجا و آنجا پرتاب شده
tossed together
با هم مخلوط شده
tossed out
بیرون انداخته شده
tossed up
بالا انداخته شده
tossed back
پس انداخته شده
tossed in
داخل انداخته شده
tossed about
اینجا و آنجا پرتاب شده
she tossed the ball to her friend.
او توپ را به دوستش پرتاب کرد.
he tossed his keys on the table.
او کلیدهایش را روی میز انداخت.
the chef tossed the salad with dressing.
سرآشپز سالاد را با سس مخلوط کرد.
they tossed coins into the fountain for good luck.
آنها برای خوش شانسی سکه هایی را در فواره انداختند.
she tossed her hair back confidently.
او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب انداخت.
he tossed a few ideas around during the meeting.
او در طول جلسه چند ایده مطرح کرد.
the dog happily tossed the stick in the air.
سگ با خوشحالی چوب را به هوا پرتاب کرد.
they tossed their plans aside and went for a walk.
آنها برنامه هایشان را کنار گذاشتند و برای پیاده روی رفتند.
she tossed a glance at the clock.
او نگاهی به ساعت انداخت.
he tossed the paper into the recycling bin.
او کاغذ را در سطل بازیافت انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید