hurled

[ایالات متحده]/hɜːld/
[بریتانیا]/hɜrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با نیروی زیاد چیزی را پرتاب کرد؛ با عصبانیت فریاد زد

عبارات و ترکیب‌ها

hurled insults

توهین پرتاب کرد

hurled stones

سنگ پرتاب کرد

hurled threats

تهدید پرتاب کرد

hurled objects

اشیاء پرتاب کرد

hurled accusations

اتهامات پرتاب کرد

hurled words

کلمات پرتاب کرد

hurled laughter

خنده پرتاب کرد

hurled challenges

چالش پرتاب کرد

hurled punches

مشتی پرتاب کرد

hurled questions

سوالات پرتاب کرد

جملات نمونه

he hurled the ball across the field.

او توپ را در عرض زمین پرتاب کرد.

she hurled insults at her opponent during the debate.

او در طول بحث، توهین‌ها را به سمت حریف خود پرتاب کرد.

the children hurled snowballs at each other.

کودکان به سمت یکدیگر گلوله برفی پرتاب کردند.

he hurled himself into the project with enthusiasm.

او با اشتیاق خود را به پروژه انداخت.

they hurled their complaints at the manager.

آنها شکایات خود را به سمت مدیر پرتاب کردند.

she hurled the door open in frustration.

او در حالی که ناامید بود، در را با شدت باز کرد.

the athlete hurled the javelin far into the field.

ورزشکار نیزه را دورتر در زمین پرتاب کرد.

he hurled a rock into the lake.

او سنگ را به داخل دریاچه پرتاب کرد.

they hurled themselves into the water to cool off.

آنها برای خنک شدن خود را به داخل آب انداختند.

she hurled a warning at her friends.

او هشداری به سمت دوستانش پرتاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید