towed vehicle
خودروی یدککش
towed away
کشیده شده
towed behind
کشیده شده پشت
towed trailer
تریلیری که کشیده شده
towed boat
قایقی که کشیده شده
towed car
خودروی کشیده شده
towed loads
بارهای کشیده شده
towed unit
واحد کشیده شده
towed equipment
تجهیزات کشیده شده
towed aircraft
هواپیمای کشیده شده
the car was towed to the nearest garage.
خودرو به نزدیکترین تعمیرگاه منتقل شد.
after the accident, the truck was towed away.
پس از حادثه، کامیون منتقل شد.
he towed the boat behind his pickup truck.
او قایق را پشت وانت خود منتقل کرد.
the city towed away cars that were parked illegally.
شهر خودروهایی را که به طور غیرقانونی پارک شده بودند، منتقل کرد.
they towed the broken-down vehicle off the highway.
آنها وسیله نقلیه خراب را از اتوبان منتقل کردند.
she watched as her car was towed from the street.
او تماشا کرد که ماشینش از خیابان منتقل میشود.
the boat was towed to safety after the storm.
پس از طوفان، قایق به سلامت منتقل شد.
the police towed the abandoned vehicle away.
پلیس خودروی رها شده را منتقل کرد.
he had to pay a fee to retrieve his towed car.
او مجبور شد برای بازگرداندن ماشین منتقل شدهاش هزینه پرداخت کند.
the rv was towed by a heavy-duty truck.
RV توسط یک کامیون سنگین منتقل شد.
towed vehicle
خودروی یدککش
towed away
کشیده شده
towed behind
کشیده شده پشت
towed trailer
تریلیری که کشیده شده
towed boat
قایقی که کشیده شده
towed car
خودروی کشیده شده
towed loads
بارهای کشیده شده
towed unit
واحد کشیده شده
towed equipment
تجهیزات کشیده شده
towed aircraft
هواپیمای کشیده شده
the car was towed to the nearest garage.
خودرو به نزدیکترین تعمیرگاه منتقل شد.
after the accident, the truck was towed away.
پس از حادثه، کامیون منتقل شد.
he towed the boat behind his pickup truck.
او قایق را پشت وانت خود منتقل کرد.
the city towed away cars that were parked illegally.
شهر خودروهایی را که به طور غیرقانونی پارک شده بودند، منتقل کرد.
they towed the broken-down vehicle off the highway.
آنها وسیله نقلیه خراب را از اتوبان منتقل کردند.
she watched as her car was towed from the street.
او تماشا کرد که ماشینش از خیابان منتقل میشود.
the boat was towed to safety after the storm.
پس از طوفان، قایق به سلامت منتقل شد.
the police towed the abandoned vehicle away.
پلیس خودروی رها شده را منتقل کرد.
he had to pay a fee to retrieve his towed car.
او مجبور شد برای بازگرداندن ماشین منتقل شدهاش هزینه پرداخت کند.
the rv was towed by a heavy-duty truck.
RV توسط یک کامیون سنگین منتقل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید