towed

[ایالات متحده]/təʊd/
[بریتانیا]/toʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

towed vehicle

خودروی یدک‌کش

towed away

کشیده شده

towed behind

کشیده شده پشت

towed trailer

تریلیری که کشیده شده

towed boat

قایقی که کشیده شده

towed car

خودروی کشیده شده

towed loads

بارهای کشیده شده

towed unit

واحد کشیده شده

towed equipment

تجهیزات کشیده شده

towed aircraft

هواپیمای کشیده شده

جملات نمونه

the car was towed to the nearest garage.

خودرو به نزدیک‌ترین تعمیرگاه منتقل شد.

after the accident, the truck was towed away.

پس از حادثه، کامیون منتقل شد.

he towed the boat behind his pickup truck.

او قایق را پشت وانت خود منتقل کرد.

the city towed away cars that were parked illegally.

شهر خودروهایی را که به طور غیرقانونی پارک شده بودند، منتقل کرد.

they towed the broken-down vehicle off the highway.

آنها وسیله نقلیه خراب را از اتوبان منتقل کردند.

she watched as her car was towed from the street.

او تماشا کرد که ماشینش از خیابان منتقل می‌شود.

the boat was towed to safety after the storm.

پس از طوفان، قایق به سلامت منتقل شد.

the police towed the abandoned vehicle away.

پلیس خودروی رها شده را منتقل کرد.

he had to pay a fee to retrieve his towed car.

او مجبور شد برای بازگرداندن ماشین منتقل شده‌اش هزینه پرداخت کند.

the rv was towed by a heavy-duty truck.

RV توسط یک کامیون سنگین منتقل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید