winched

[ایالات متحده]/wɪnʧt/
[بریتانیا]/wɪnʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با استفاده از وینچ جابجا کرد

عبارات و ترکیب‌ها

winched load

بار کشیده شده با وینچ

winched cable

کابل وینچی

winched vehicle

خودروی کشیده شده با وینچ

winched system

سیستم وینچی

winched platform

پلتفرم وینچی

winched trailer

تریلر وینچی

winched operation

عملیات وینچی

winched equipment

تجهیزات وینچی

winched crane

کرن وینچی

winched rescue

نجات با وینچ

جملات نمونه

the crane winched the heavy load to the top of the building.

جرثقیل بار سنگین را به بالای ساختمان کشید.

they winched the boat onto the trailer after the fishing trip.

آنها قایق را پس از سفر ماهیگیری روی تریلر کشیدند.

the rescue team winched the stranded hiker to safety.

تیم نجات کوهنورد سرگردان را با استفاده از وینچ به سلامت بالا برد.

he winched the car out of the mud with a powerful winch.

او ماشین را با استفاده از یک وینچ قدرتمند از گل بیرون کشید.

they winched the cargo up the cliff with great care.

آنها با احتیاط بار را با استفاده از وینچ به بالای صخره کشیدند.

the technician winched the satellite dish into position.

تکنسین بشقاب ماهواره را با استفاده از وینچ در موقعیت قرار داد.

the team winched the flag up the pole during the ceremony.

تیم پرچم را در طول مراسم با استفاده از وینچ بالا برد.

after the storm, they winched the damaged tree off the road.

بعد از طوفان، آنها درخت آسیب دیده را با استفاده از وینچ از جاده خارج کردند.

she winched the sail up to catch the wind.

او بادبان را بالا کشید تا باد را بگیرد.

the workers winched the steel beams into place for construction.

کارگران تیرهای فولادی را برای ساخت و ساز در جای خود قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید