towing

[ایالات متحده]/'təuiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلاب کردن
v. قلاب کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtowing

عبارات و ترکیب‌ها

towing service

خدمات یدک کشی

tow truck

یدک کش

towing tank

تانک یدک کش

towing force

نیروی یدک کشی

towing vehicle

وسیله نقلیه یدک کش

جملات نمونه

a car towing a trailer;

یک ماشین که یک تریلر را یدک می‌کشد;

The tug is towing three barges.

کشتی یدک در حال یدک کشیدن سه لنگر است.

The little boy is towing a horse.

پسر کوچولو یک اسب را یدک می‌کشد.

she saw Florian towing Nicky along by the hand.

او دید که فلوریان با دست، نیک را با خود می‌کشاند.

a tugboat towing a barge.See Synonyms at pull

یک یدک‌کش که یک بارج را می‌کشد. برای مترادف‌ها به کشیدن نگاه کنید

An introduction of a 16 channels electro-hydraulic servo control wave maker constructed in a ship model testing towing tunk.

معرفی یک سازنده موج سروو الکتروهیدرولیک 16 کاناله که در یک مخزن یدک‌کش مدل کشتی ساخته شده است.

A programme of experimental research on five geosim propeller models has beencarried out in the ship model towing tank of the Shanghai Chiao-Tung University.

یک برنامه تحقیق تجربی بر روی پنج مدل پروانه geosim در مخزن کشتی مدل دانشگاه شانگهای چیاو تونگ انجام شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید