townlet

[ایالات متحده]/ˈtaʊn.lɪt/
[بریتانیا]/ˈtaʊn.lɪt/

ترجمه

n. یک شهر کوچک; یک شهر یا دهکده کوچکتر

عبارات و ترکیب‌ها

small townlet

دهکده کوچک

quiet townlet

دهکده آرام

charming townlet

دهکده جذاب

historic townlet

دهکده تاریخی

picturesque townlet

دهکده زیبا

local townlet

دهکده محلی

cozy townlet

دهکده دنج

seaside townlet

دهکده ساحلی

rural townlet

دهکده روستایی

sleepy townlet

دهکده خفته

جملات نمونه

the townlet is known for its beautiful scenery.

شهرداری به دلیل مناظر زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit the townlet during the summer.

بسیاری از گردشگران در تابستان از شهر بازدید می‌کنند.

the townlet has a rich history dating back centuries.

شهر دارای تاریخ غنی است که به قرن‌ها بازمی‌گردد.

local festivals are celebrated in the townlet every year.

جشنواره‌های محلی هر سال در شهر برگزار می‌شوند.

residents of the townlet enjoy a peaceful lifestyle.

ساکنان شهر از یک سبک زندگی آرام لذت می‌برند.

the townlet features charming old buildings.

شهر دارای ساختمان‌های قدیمی جذاب است.

children play freely in the townlet's parks.

کودکان به طور آزادانه در پارک‌های شهر بازی می‌کنند.

the townlet's market offers fresh produce every weekend.

بازار شهر هر آخر هفته محصولات تازه ارائه می‌دهد.

people in the townlet are known for their hospitality.

مردم شهر به خاطر مهمان‌نوازی‌شان مشهور هستند.

the townlet is surrounded by lush green fields.

شهر در محاصره مزارع سبز و سرسبز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید