traditionalist

[ایالات متحده]/trə'diʃənəlist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از حفظ باورها و آداب و رسوم سنتی حمایت می‌کند.
Word Forms

جملات نمونه

He is a staunch traditionalist when it comes to cultural practices.

او در مورد آداب و رسوم فرهنگی، یک سنتیست مصمم است.

The traditionalist approach to education focuses on preserving classical teaching methods.

رویکرد سنتی در آموزش بر حفظ روش های آموزشی کلاسیک تمرکز دارد.

As a traditionalist, she prefers handwritten letters over emails.

به عنوان یک سنتیست، او ترجیح می دهد نامه های دست نویس را به ایمیل ها ترجیح دهد.

The traditionalist believes in upholding age-old customs and traditions.

سنتیست معتقد است که باید آداب و رسوم و سنت های باستانی را حفظ کرد.

He is often criticized for being too much of a traditionalist and resisting change.

او اغلب به خاطر اینکه بیش از حد سنتیست و در برابر تغییر مقاومت می کند مورد انتقاد قرار می گیرد.

The company's CEO is known to be a traditionalist in terms of business practices.

مدیر عامل شرکت به عنوان یک سنتیست در مورد شیوه های کسب و کار شناخته شده است.

She follows a traditionalist diet that consists of locally sourced ingredients.

او از یک رژیم غذایی سنتی پیروی می کند که از مواد اولیه محلی تهیه شده است.

The artist's work reflects a blend of modern influences with traditionalist elements.

آثار هنرمند ترکیبی از تأثیرات مدرن با عناصر سنتی را نشان می دهد.

Despite being a traditionalist at heart, he is open to exploring new ideas.

با وجود اینکه از صمیم قلب یک سنتیست است، او برای کشف ایده های جدید باز است.

The traditionalist viewpoint on marriage emphasizes the importance of family values.

دیدگاه سنتی در مورد ازدواج بر اهمیت ارزش های خانوادگی تأکید می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید