loyalist

[ایالات متحده]/'lɒɪəlɪst/
[بریتانیا]/'lɔɪəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حامی وفادار از رژیم کنونی.
Word Forms
جمعloyalists

جملات نمونه

a batch of loyalists and sceptics.

یک دسته از وفاداران و شک‌کنندگان

The attack was in revenge for the deaths of two loyalist prisoners.

حمله تلافی کشتن دو زندانی طرفدار بود.

The rebel forces have been repeatedly attacked by loyalist troops.

نیروهای شورشی بارها و بارها مورد حمله سربازان طرفدار قرار گرفته اند.

He was a loyalist to the king.

او به پادشاه وفادار بود.

The loyalist group supported the political candidate.

گروه طرفدار از نامزد سیاسی حمایت کرد.

She remained a loyalist to her childhood friend.

او به دوست دوران کودکی خود وفادار ماند.

The loyalist defended the company's reputation.

طرفدار از شهرت شرکت دفاع کرد.

The loyalist refused to reveal any information.

طرفدار از افشای هرگونه اطلاعات امتناع کرد.

The loyalist movement gained momentum.

جنبش طرفداران قدرت گرفت.

She is known as a loyalist in the industry.

او به عنوان یک طرفدار در این صنعت شناخته می شود.

The loyalist group organized a protest.

گروه طرفداران یک اعتراض را سازماندهی کرد.

He was labeled a loyalist by his colleagues.

همکاران او را یک طرفدار نامیدند.

The loyalist cause attracted many followers.

جنبه های طرفداران بسیاری از پیروان را به خود جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید