traditionalized

[ایالات متحده]/[trəˈdɪʃənəˌlaɪzd]/
[بریتانیا]/[trəˈdɪʃənəˌlaɪzd]/

ترجمه

v. به چیزی را سنتی‌تر کردن؛ چیزی را به سبک یا روش‌های سنتی سازگار کردن.
v. (پасیو) به چیزی سنتی‌تر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

traditionalized cuisine

آشپزی سنتی‌شده

traditionalized practices

رویه‌های سنتی‌شده

being traditionalized

در حال سنتی‌شدن

traditionalized values

ارزش‌های سنتی‌شده

highly traditionalized

بسیار سنتی‌شده

traditionalized art

هنر سنتی‌شده

traditionally traditionalized

سنتی‌شده به سنت

further traditionalized

بیشتر سنتی‌شده

already traditionalized

قبلاً سنتی‌شده

deeply traditionalized

عمق‌ا سنتی‌شده

جملات نمونه

the software was traditionalized to better suit older systems.

نرم‌افزار به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که مناسب سیستم‌های قدیمی‌تر باشد.

the design was traditionalized with intricate carvings and patterns.

طراحی با حکاکی‌های پیچیده و الگوهای سنتی سنتی‌سازی شد.

the company's marketing strategy was traditionalized to reach a wider audience.

استراتژی بازاریابی شرکت به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که به یک جمع‌公众 بزرگ‌تر دست یابد.

the music was traditionalized, incorporating folk instruments and melodies.

موسیقی به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که از ابزارهای سنتی و ملودی‌های محلی استفاده می‌کند.

the architecture was traditionalized, featuring curved roofs and wooden beams.

معماری به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که دارای سقف‌های منحنی و تیرهای چوبی است.

the recipe was traditionalized, using only locally sourced ingredients.

آشپزی به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که فقط از مواد اولیه محلی استفاده می‌کند.

the language was traditionalized, preserving archaic vocabulary and grammar.

زبان به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که واژگان و گرامر باستانی را حفظ می‌کند.

the art style was traditionalized, emphasizing realism and detail.

سبک هنر به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که واقع‌گرایی و جزئیات را تاکید می‌کند.

the process was traditionalized, relying on manual labor and craftsmanship.

فرآیند به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که به کار تولید دستی و هنر فنی وابسته است.

the storytelling was traditionalized, employing oral traditions and folklore.

داستان‌گویی به گونه‌ای سنتی‌سازی شد که از سنت‌های داستان‌گویی دهستانی و داستان‌های سنتی استفاده می‌کند.

the clothing was traditionalized with hand-stitched embroidery and vibrant colors.

پوشاک با دکمه‌های دست‌ساز و رنگ‌های زنده به گونه‌ای سنتی‌سازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید