trailblazer

[ایالات متحده]/ˈtreɪlˌbleɪ.zər/
[بریتانیا]/ˈtreɪlˌbleɪ.zɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که پیشگام یا نوآور است؛ فردی که در یک زمینه خاص راه را هموار می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

trailblazer spirit

روح پیشگام

trailblazer role

نقش پیشگام

trailblazer leader

رهبر پیشگام

trailblazer mindset

نگرش پیشگام

trailblazer approach

رویکرد پیشگام

trailblazer initiative

ابتکار پیشگام

trailblazer project

پروژه پیشگام

trailblazer journey

سفر پیشگام

trailblazer concept

مفهوم پیشگام

trailblazer vision

چشم‌انداز پیشگام

جملات نمونه

she is a trailblazer in the field of renewable energy.

او یک پیشگام در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر است.

as a trailblazer, he inspired many young entrepreneurs.

به عنوان یک پیشگام، او الهام‌بخش بسیاری از کارآفرینان جوان بود.

the company's trailblazer approach led to innovative products.

رویکرد پیشگامانه شرکت منجر به تولید محصولات نوآورانه شد.

she was recognized as a trailblazer for women's rights.

او به عنوان یک پیشگام در زمینه حقوق زنان شناخته شد.

his trailblazer spirit drove the team to new heights.

روحیه پیشگامانه او تیم را به اوج رساند.

trailblazers often face challenges that others avoid.

پیشگامان اغلب با چالش‌هایی روبرو می‌شوند که دیگران از آنها اجتناب می‌کنند.

the artist is a trailblazer in contemporary art.

هنرمند یک پیشگام در هنر معاصر است.

being a trailblazer requires courage and vision.

پیشگام بودن به شجاعت و دید نیاز دارد.

her trailblazer work in technology has changed the industry.

کار پیشگامانه او در زمینه فناوری صنعت را تغییر داده است.

the trailblazer initiative aims to support new ideas.

ابتکار عمل پیشگامانه هدف آن حمایت از ایده‌های جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید