trailblazing

[ایالات متحده]/ˈtreɪlˌbleɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtreɪlˌbleɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راهنمای ایده‌ها یا روش‌های جدید

عبارات و ترکیب‌ها

trailblazing leader

رهبر پیشگام

trailblazing spirit

روح پیشگام

trailblazing path

مسیر پیشگام

trailblazing technology

فناوری پیشگام

trailblazing initiative

ابتکار پیشگام

trailblazing project

پروژه پیشگام

trailblazing change

تغییر پیشگام

trailblazing artist

هنرمند پیشگام

trailblazing research

تحقیقات پیشگام

trailblazing movement

جنبش پیشگام

جملات نمونه

her trailblazing efforts in technology have inspired many.

تلاش‌های پیشگامانه او در زمینه فناوری الهام‌بخش بسیاری بوده است.

the trailblazing scientist made groundbreaking discoveries.

دانشمند پیشگام اکتشافات بزرگی انجام داد.

he is known for his trailblazing work in renewable energy.

او به خاطر کار پیشگامانه خود در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر شناخته شده است.

her trailblazing leadership changed the company's culture.

رهبری پیشگامانه او فرهنگ شرکت را تغییر داد.

the trailblazing artist pushed the boundaries of modern art.

هنرمند پیشگام مرزهای هنر مدرن را گسترش داد.

they are trailblazing a new path in environmental conservation.

آنها یک مسیر جدید را در زمینه حفاظت از محیط زیست پیشگویی می‌کنند.

trailblazing women in history have paved the way for future generations.

زنان پیشگام در تاریخ راه را برای نسل‌های آینده هموار کرده‌اند.

the trailblazing initiative aims to improve community health.

ابتکار عمل پیشگامانه با هدف بهبود سلامت جامعه است.

her trailblazing book challenged conventional wisdom.

کتاب پیشگامانه او با باورهای سنتی به چالش کشید.

he received an award for his trailblazing contributions to science.

او برای مشارکت‌های پیشگامانه خود در علم مورد تقدیر قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید