tramping

[ایالات متحده]/ˈtræmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtræmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمل و نقل نامنظم; مسیرهای حمل و نقل نامنظم
v. به طور سنگین یا با سر و صدا راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

tramping boots

کفش‌های کوهنوردی

tramping trail

مسیر کوهنوردی

tramping gear

تجهیزات کوهنوردی

tramping route

مسیر پیمایش

tramping club

باشگاه کوهنوردی

tramping adventure

ماجراجویی کوهنوردی

tramping holidays

تعطیلات کوهنوردی

tramping trip

سفر کوهنوردی

tramping experience

تجربه کوهنوردی

tramping community

جامعه کوهنوردی

جملات نمونه

they spent the weekend tramping through the forest.

آنها آخر هفته را در حال قدم زدن در جنگل گذراندند.

tramping along the beach is one of my favorite activities.

قدم زدن در امتداد ساحل یکی از فعالیت های مورد علاقه من است.

she enjoys tramping in the mountains during the summer.

او از قدم زدن در کوه ها در طول تابستان لذت می برد.

after tramping all day, they finally reached the campsite.

بعد از یک روز قدم زدن، آنها سرانجام به محل کمپ رسیدند.

he was tramping through the city, exploring new neighborhoods.

او در حال قدم زدن در شهر بود و محله های جدید را کشف می کرد.

tramping in the rain can be quite refreshing.

قدم زدن در باران می تواند بسیار دلپذیر باشد.

they went tramping to enjoy the beautiful autumn leaves.

آنها برای لذت بردن از برگ های پاییزی زیبا به قدم زدن رفتند.

tramping is a great way to stay fit and active.

قدم زدن راهی عالی برای تناسب اندام و فعال ماندن است.

she packed her bag for a week of tramping in the wilderness.

او چمدان خود را برای یک هفته قدم زدن در طبیعت آماده کرد.

tramping with friends makes the journey more enjoyable.

قدم زدن با دوستان سفر را لذت بخش تر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید