loafing

[ایالات متحده]/[ˈləʊfɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈloʊfɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخص شده با خاموشی یا عدم فعالیت.
n. عمل کردن به خاموشی یا اجتناب از کار؛ یک بازه زمانی صرف شده در انجام چیزی مفید نمی‌کند.
v. وقت را صرف کردن در انجام چیزی یا اجتناب از کار.
Word Forms
جمعloafings

عبارات و ترکیب‌ها

loafing around

پرخاشتگی

loafing about

پرخاشتگی

loafing off

پرخاشتگی

loafing time

زمان پرخاشتگی

loafing skillfully

پرخاشتگی به خوبی

loafing now

پرخاشتگی در حال حاضر

جملات نمونه

i enjoy loafing around on the weekends.

من در ایام ایتیم دوست دارم که بی‌کاری کنم.

the cat was loafing in a sunbeam.

گربه در یک پرتو خورشید بی‌کاری می‌کرد.

he spent the afternoon loafing on the sofa.

او بعدازظهر را روی چرخ‌های چرخان بی‌کاری می‌کرد.

don't just loaf; do something productive!

فقط بی‌کاری نکن، چیزی مفید انجام بده!

she's loafing about, avoiding her chores.

او در حال بی‌کاری است و کارهایش را فرار می‌دهد.

we spent a lazy day loafing by the pool.

ما یک روز خیلی آرام در کنار استخر بی‌کاری می‌کردیم.

the dog was loafing under the shade tree.

سگ زیر درخت سایه‌دار بی‌کاری می‌کرد.

he's always loafing around, never working.

او همیشه در اطراف بی‌کاری می‌کند، هرگز کاری نمی‌کند.

stop loafing and help me with dinner.

دست کم بی‌کاری کن و به من کمک کن تا غذایی آماده کنم.

they were loafing about the park all day.

آنها تمام روز در اطراف پارک بی‌کاری می‌کردند.

there's nothing wrong with a little loafing now and then.

چیزی اشتباه نیست که گاهی بی‌کاری کنی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید