transliterated text
متن رونویسیشده
transliterated name
نام رونویسیشده
transliterated language
زبان رونویسیشده
transliterated script
نگارش رونویسیشده
transliterated words
کلمات رونویسیشده
transliterated characters
حروف رونویسیشده
transliterated phrases
عبارات رونویسیشده
transliterated version
نسخه رونویسیشده
transliterated alphabet
الفبای رونویسیشده
transliterated form
فرم رونویسیشده
the word was transliterated from arabic to english.
کلمه از عربی به انگلیسی رونویسی شد.
many names are transliterated differently in various languages.
نامهای زیادی به طور متفاوتی در زبانهای مختلف رونویسی میشوند.
transliterated texts can sometimes lose their original meaning.
متون رونویسیشده گاهی اوقات ممکن است معنای اصلی خود را از دست بدهند.
he transliterated the chinese characters into latin script.
او حروف چینی را به خط لاتین رونویسی کرد.
transliterated phrases can help non-native speakers understand better.
عبارات رونویسیشده میتوانند به کمک غیربومیزبانان برای درک بهتر کنند.
the transliterated version of the song title was confusing.
نسخه رونویسیشده عنوان آهنگ گیجکننده بود.
in academic writing, it's important to use correctly transliterated terms.
در نگارش علمی، استفاده از اصطلاحات به درستی رونویسیشده مهم است.
they provided a transliterated guide for foreign visitors.
آنها یک راهنمای رونویسیشده برای بازدیدکنندگان خارجی ارائه دادند.
the transliterated name was easier for locals to pronounce.
نام رونویسیشده برای مردم محلی آسانتر بود.
she learned how to read transliterated scripts in her language class.
او یاد گرفت که چگونه اسکریپتهای رونویسیشده را در کلاس زبان خود بخواند.
transliterated text
متن رونویسیشده
transliterated name
نام رونویسیشده
transliterated language
زبان رونویسیشده
transliterated script
نگارش رونویسیشده
transliterated words
کلمات رونویسیشده
transliterated characters
حروف رونویسیشده
transliterated phrases
عبارات رونویسیشده
transliterated version
نسخه رونویسیشده
transliterated alphabet
الفبای رونویسیشده
transliterated form
فرم رونویسیشده
the word was transliterated from arabic to english.
کلمه از عربی به انگلیسی رونویسی شد.
many names are transliterated differently in various languages.
نامهای زیادی به طور متفاوتی در زبانهای مختلف رونویسی میشوند.
transliterated texts can sometimes lose their original meaning.
متون رونویسیشده گاهی اوقات ممکن است معنای اصلی خود را از دست بدهند.
he transliterated the chinese characters into latin script.
او حروف چینی را به خط لاتین رونویسی کرد.
transliterated phrases can help non-native speakers understand better.
عبارات رونویسیشده میتوانند به کمک غیربومیزبانان برای درک بهتر کنند.
the transliterated version of the song title was confusing.
نسخه رونویسیشده عنوان آهنگ گیجکننده بود.
in academic writing, it's important to use correctly transliterated terms.
در نگارش علمی، استفاده از اصطلاحات به درستی رونویسیشده مهم است.
they provided a transliterated guide for foreign visitors.
آنها یک راهنمای رونویسیشده برای بازدیدکنندگان خارجی ارائه دادند.
the transliterated name was easier for locals to pronounce.
نام رونویسیشده برای مردم محلی آسانتر بود.
she learned how to read transliterated scripts in her language class.
او یاد گرفت که چگونه اسکریپتهای رونویسیشده را در کلاس زبان خود بخواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید