transmittable

[ایالات متحده]/[trænzˈmɪtəbl̩]/
[بریتانیا]/[trænzˈmɪtəbəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انتقال؛ توانایی انتقال یا ارتباط دادن را دارا؛ مربوط به انتقال داده یا سیگنال.

عبارات و ترکیب‌ها

transmittable disease

بیماری قابل انتقال

easily transmittable

قابل انتقال بودن آسان

transmittable by air

قابل انتقال از طریق هوا

transmittable infection

عفونت قابل انتقال

being transmittable

بودن قابل انتقال

transmittable through

قابل انتقال از طریق

جملات نمونه

the virus was highly transmittable through airborne droplets.

ویروس از طریق قطرات هوایی بسیار قابل انتقال بود.

is the disease transmittable by skin contact?

بیماری از طریق تماس پوستی قابل انتقال است؟

we need to understand how easily the infection is transmittable.

ما باید بفهمیم چه میزان عفونت قابل انتقال است.

the information was transmittable digitally across the network.

اطلاعات قابل انتقال به صورت دیجیتالی در شبکه بود.

it's crucial to prevent the transmittable illness from spreading.

مهم است که از گسترش بیماری قابل انتقال جلوگیری کنیم.

the signal was transmittable over a long distance.

سیگنال قابل انتقال در فاصله‌های طولانی بود.

is the data transmittable securely to the recipient?

داده‌ها به طور امن به گیرنده قابل انتقال است؟

the disease is transmittable from person to person.

بیماری از شخص به شخص قابل انتقال است.

they developed a vaccine to prevent the transmittable disease.

آنها یک واکسن را برای جلوگیری از بیماری قابل انتقال توسعه دادند.

the virus is transmittable even without direct contact.

ویروس حتی بدون تماس مستقیم قابل انتقال است.

the message was transmittable via email and text.

پیام از طریق ایمیل و پیام‌های متنی قابل انتقال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید