transmutes

[ایالات متحده]/trænzˈmjuːts/
[بریتانیا]/trænzˈmjuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغییر دادن یا تغییر شکل دادن در فرم، ظاهر، یا ماهیت

عبارات و ترکیب‌ها

energy transmutes

انرژی تبدیل می‌شود

light transmutes

نور تبدیل می‌شود

matter transmutes

ماده تبدیل می‌شود

thought transmutes

فکر تبدیل می‌شود

emotion transmutes

احساس تبدیل می‌شود

spirit transmutes

روح تبدیل می‌شود

experience transmutes

تجربه تبدیل می‌شود

pain transmutes

درد تبدیل می‌شود

life transmutes

زندگی تبدیل می‌شود

جملات نمونه

the artist transmutes ordinary materials into stunning sculptures.

هنرمند مواد معمولی را به مجسمه‌های خیره‌کننده تبدیل می‌کند.

love often transmutes pain into strength.

عشق اغلب درد را به قدرت تبدیل می‌کند.

science transmutes theories into practical applications.

علم نظریات را به کاربردهای عملی تبدیل می‌کند.

the magician transmutes the card into a dove.

جادوگر کارت را به یک کبوتر تبدیل می‌کند.

time transmutes memories into stories.

زمان خاطرات را به داستان تبدیل می‌کند.

nature transmutes sunlight into energy through photosynthesis.

طبیعت نور خورشید را از طریق فتوسنتز به انرژی تبدیل می‌کند.

her passion for cooking transmutes simple ingredients into gourmet dishes.

اشتیاق او به آشپزی مواد اولیه ساده را به غذاهای لذیذ تبدیل می‌کند.

art transmutes emotions into visual expressions.

هنر احساسات را به بیان‌های بصری تبدیل می‌کند.

the process transmutes waste into useful products.

این فرآیند زباله را به محصولات مفید تبدیل می‌کند.

music transmutes feelings into melodies.

موسیقی احساسات را به ملودی تبدیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید