transnationally connected
ارتباطات بینالمللی
transnationally active
فعالیتهای بینالمللی
transnationally organized
سازماندهی بینالمللی
transnationally funded
مימון بینالمللی
transnationally coordinated
هماهنگی بینالمللی
the company operates transnationally, coordinating marketing teams across europe and asia.
شرکت به صورت چندملیتی کار میکند و تیمهای بازاریابی را در سراسر اروپا و آسیا هماهنگ میکند.
she manages projects transnationally, meeting clients in three time zones each week.
او پروژهها را به صورت چندملیتی مدیریت میکند و هر هفته با مشتریان در سه منطقه زمانی ملاقات میکند.
the charity works transnationally to deliver medical supplies during emergencies.
این سازمان خیریه به صورت چندملیتی کار میکند تا در مواقع اضطراری تجهیزات پزشکی را توزیع کند.
researchers collaborate transnationally to track the spread of infectious diseases.
پژوهشگران به صورت چندملیتی همکاری میکنند تا گسترش بیماریهای عفونی را پیگیری کنند.
the film was funded transnationally, with investors from five countries.
این فیلم به صورت چندملیتی تأمین مالی شد و سرمایهگذاران از پنج کشور در آن شرکت داشتند.
they negotiate transnationally, aligning contracts with multiple legal systems.
آنها به صورت چندملیتی مذاکره میکنند و قراردادها را با سیستمهای قانونی چندگانه هماهنگ میکنند.
the union organizes transnationally to protect workers in global supply chains.
این اتحاد به صورت چندملیتی سازماندهی میشود تا کارگران در زنجیرههای تأمین جهانی را حمایت کند.
the platform scales transnationally by localizing support and payment options.
این پلتفرم به صورت چندملیتی مقیاس میشود با محوریت محیطبندی پشتیبانی و گزینههای پرداخت.
he advocates transnationally for stronger climate policies at international forums.
او به صورت چندملیتی در جلسات بینالمللی برای سیاستهای آب و هوا قویتر دفاع میکند.
the investigation proceeded transnationally, sharing evidence through official channels.
تحقيقات به صورت چندملیتی انجام شد و شواهد را از طریق کانالهای رسمی به اشتراک گذاشت.
startups can grow transnationally when they build partnerships with regional distributors.
شرکتهای نوپا میتوانند به صورت چندملیتی رشد کنند وقتی با توزیع کنندگان منطقهای همکاری برقرار میکنند.
artists tour transnationally, adapting each performance to local audiences.
هنرمندان به صورت چندملیتی گردش میکنند و هر نمایش را به مخاطبین محلی سازگار میکنند.
transnationally connected
ارتباطات بینالمللی
transnationally active
فعالیتهای بینالمللی
transnationally organized
سازماندهی بینالمللی
transnationally funded
مימון بینالمللی
transnationally coordinated
هماهنگی بینالمللی
the company operates transnationally, coordinating marketing teams across europe and asia.
شرکت به صورت چندملیتی کار میکند و تیمهای بازاریابی را در سراسر اروپا و آسیا هماهنگ میکند.
she manages projects transnationally, meeting clients in three time zones each week.
او پروژهها را به صورت چندملیتی مدیریت میکند و هر هفته با مشتریان در سه منطقه زمانی ملاقات میکند.
the charity works transnationally to deliver medical supplies during emergencies.
این سازمان خیریه به صورت چندملیتی کار میکند تا در مواقع اضطراری تجهیزات پزشکی را توزیع کند.
researchers collaborate transnationally to track the spread of infectious diseases.
پژوهشگران به صورت چندملیتی همکاری میکنند تا گسترش بیماریهای عفونی را پیگیری کنند.
the film was funded transnationally, with investors from five countries.
این فیلم به صورت چندملیتی تأمین مالی شد و سرمایهگذاران از پنج کشور در آن شرکت داشتند.
they negotiate transnationally, aligning contracts with multiple legal systems.
آنها به صورت چندملیتی مذاکره میکنند و قراردادها را با سیستمهای قانونی چندگانه هماهنگ میکنند.
the union organizes transnationally to protect workers in global supply chains.
این اتحاد به صورت چندملیتی سازماندهی میشود تا کارگران در زنجیرههای تأمین جهانی را حمایت کند.
the platform scales transnationally by localizing support and payment options.
این پلتفرم به صورت چندملیتی مقیاس میشود با محوریت محیطبندی پشتیبانی و گزینههای پرداخت.
he advocates transnationally for stronger climate policies at international forums.
او به صورت چندملیتی در جلسات بینالمللی برای سیاستهای آب و هوا قویتر دفاع میکند.
the investigation proceeded transnationally, sharing evidence through official channels.
تحقيقات به صورت چندملیتی انجام شد و شواهد را از طریق کانالهای رسمی به اشتراک گذاشت.
startups can grow transnationally when they build partnerships with regional distributors.
شرکتهای نوپا میتوانند به صورت چندملیتی رشد کنند وقتی با توزیع کنندگان منطقهای همکاری برقرار میکنند.
artists tour transnationally, adapting each performance to local audiences.
هنرمندان به صورت چندملیتی گردش میکنند و هر نمایش را به مخاطبین محلی سازگار میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید