traversed

[ایالات متحده]/trəˈvɜːst/
[بریتانیا]/trəˈvɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته traverse; به صورت زیگزاگی بالا رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

traversed the path

مسیر را طی کرد

traversed the landscape

منظره را طی کرد

traversed the terrain

زمین را طی کرد

traversed the river

رودخانه را طی کرد

traversed the distance

فاصله را طی کرد

traversed the region

منطقه را طی کرد

traversed the city

شهر را طی کرد

traversed the forest

جنگل را طی کرد

traversed the mountains

کوه ها را طی کرد

traversed the field

میدان را طی کرد

جملات نمونه

the hikers traversed the rugged mountains with determination.

گردشگران با اراده مسیر کوه های ناهموار را پیمایش کردند.

she traversed the city to find the best coffee shop.

او شهر را برای یافتن بهترین کافه پیمایش کرد.

they traversed the river using a small boat.

آنها با استفاده از یک قایق کوچک رودخانه را پیمایش کردند.

he traversed the dense forest in search of wildlife.

او جنگل متراکم را به دنبال حیات وحش پیمایش کرد.

the explorers traversed the desert for weeks.

کاوشگران برای هفته ها بیابان را پیمایش کردند.

she traversed the challenges of her career with grace.

او چالش های شغلی خود را با وقار پشت سر گذاشت.

we traversed the old ruins during our vacation.

ما در طول تعطیلات خود ویرانه های باستانی را پیمایش کردیم.

the team traversed various terrains to complete the mission.

تیم برای انجام مأموریت، مناطق مختلف را پیمایش کرد.

he traversed the timeline of history in his research.

او خط زمانی تاریخ را در تحقیقات خود پیمایش کرد.

they traversed the landscape on horseback.

آنها با اسب سواری منظره را پیمایش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید