travelled abroad
سفر کردن به خارج از کشور
travelled extensively
سفر کردن به طور گسترده
travelled light
سفر کردن با وزن کم
travelled here
اینجا سفر کردهاید
travelled far
سفر کردن به فاصله زیاد
travelling now
در حال سفر هستم
travelling sales
فروش در حال سفر
travelling bag
کیف سفر
travelled long
سفر کردن به مدت طولانی
travelling expenses
هزینههای سفر
we travelled extensively across southeast asia last year.
ما سال گذشته به طور گسترده ای در جنوب شرق آسیا سفر کردیم.
she travelled alone for six months, experiencing new cultures.
او به مدت شش ماه به طور جداگانه سفر کرد و فرهنگ های جدیدی را تجربه کرد.
they travelled by train through the swiss alps.
آنها از طریق آلپ های سوئیس به وسیله قطار سفر کردند.
he travelled a great distance to attend the conference.
او یک فاصله زیادی را برای حضور در کنفرانس سفر کرد.
the group travelled to italy during the summer holidays.
گروه در طول تعطیلات تابستانی به ایتالیا سفر کرد.
i travelled with my family to visit relatives in canada.
من با خانواده ام به کانادا سفر کردم تا نزد خویشتنانم برمیگردم.
they travelled light, only taking a small backpack each.
آنها به سبکی سفر کردند، هر کدام فقط یک کیف کوچک با خود بردند.
the research team travelled to remote villages to collect data.
تیم تحقیق به روستاهای دورافتاده سفر کردند تا داده ها را جمع آوری کنند.
we travelled by bus to avoid the heavy traffic.
ما با اتوبوس سفر کردیم تا از ترافیک سنگین فراریم.
he travelled the world after graduating from university.
او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به سراسر جهان سفر کرد.
they travelled slowly, enjoying the scenic route.
آنها به آرامی سفر کردند و مسیر مناظر زیبای را لذت میبردند.
travelled abroad
سفر کردن به خارج از کشور
travelled extensively
سفر کردن به طور گسترده
travelled light
سفر کردن با وزن کم
travelled here
اینجا سفر کردهاید
travelled far
سفر کردن به فاصله زیاد
travelling now
در حال سفر هستم
travelling sales
فروش در حال سفر
travelling bag
کیف سفر
travelled long
سفر کردن به مدت طولانی
travelling expenses
هزینههای سفر
we travelled extensively across southeast asia last year.
ما سال گذشته به طور گسترده ای در جنوب شرق آسیا سفر کردیم.
she travelled alone for six months, experiencing new cultures.
او به مدت شش ماه به طور جداگانه سفر کرد و فرهنگ های جدیدی را تجربه کرد.
they travelled by train through the swiss alps.
آنها از طریق آلپ های سوئیس به وسیله قطار سفر کردند.
he travelled a great distance to attend the conference.
او یک فاصله زیادی را برای حضور در کنفرانس سفر کرد.
the group travelled to italy during the summer holidays.
گروه در طول تعطیلات تابستانی به ایتالیا سفر کرد.
i travelled with my family to visit relatives in canada.
من با خانواده ام به کانادا سفر کردم تا نزد خویشتنانم برمیگردم.
they travelled light, only taking a small backpack each.
آنها به سبکی سفر کردند، هر کدام فقط یک کیف کوچک با خود بردند.
the research team travelled to remote villages to collect data.
تیم تحقیق به روستاهای دورافتاده سفر کردند تا داده ها را جمع آوری کنند.
we travelled by bus to avoid the heavy traffic.
ما با اتوبوس سفر کردیم تا از ترافیک سنگین فراریم.
he travelled the world after graduating from university.
او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به سراسر جهان سفر کرد.
they travelled slowly, enjoying the scenic route.
آنها به آرامی سفر کردند و مسیر مناظر زیبای را لذت میبردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید