trays

[ایالات متحده]/treɪz/
[بریتانیا]/treɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع سینی; ظروف کم عمق برای مقاصد مختلف; بشقاب‌ها یا ظرف‌های صاف

عبارات و ترکیب‌ها

serving trays

سینی سرو

plastic trays

سینی‌های پلاستیکی

food trays

سینی غذا

tray tables

میز سینی

stackable trays

سینی‌های قابل انباشتن

disposable trays

سینی‌های یکبار مصرف

metal trays

سینی‌های فلزی

decorative trays

سینی‌های تزئینی

oven trays

سینی فر

ice trays

سینی یخ

جملات نمونه

she placed the cookies on the trays for the guests.

او بیسکویت‌ها را برای مهمانان روی سینی‌ها قرار داد.

the restaurant uses silver trays to serve food elegantly.

رستوران از سینی‌های نقره‌ای برای سرو غذا به طور ظریف استفاده می‌کند.

we organized the papers into separate trays for easy access.

ما کاغذها را در سینی‌های جداگانه برای دسترسی آسان مرتب کردیم.

the waiter carried multiple trays stacked high.

گارسون چندین سینی را که روی هم انباشته شده بودند حمل کرد.

she arranged the flowers beautifully on the trays.

او گل‌ها را به زیبایی روی سینی‌ها مرتب کرد.

we need to clean the trays before the party starts.

ما باید سینی‌ها را قبل از شروع مهمانی تمیز کنیم.

they set up trays with drinks for the guests at the event.

آنها سینی‌هایی با نوشیدنی برای مهمانان در رویداد آماده کردند.

the bakery sells a variety of pastries on decorative trays.

آن شیرینی فروشی انواع شیرینی را در سینی‌های تزئینی می‌فروشد.

he stacked the trays neatly in the cupboard.

او سینی‌ها را به طور مرتب در کابینت قرار داد.

we used trays to transport the food from the kitchen to the dining area.

ما از سینی‌ها برای حمل غذا از آشپزخانه به محل غذاخوری استفاده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید