trekked through
از میان عبور کرد
trekked up
بالا رفتن
trekked down
پایین رفتن
trekked along
همراه رفتن
trekked across
از آن عبور کردن
trekked out
بیرون رفتن
trekked back
بازگشتن
trekked in
وارد شدن
trekked around
دور زدن
trekked far
دور رفتن
we trekked through the dense forest for hours.
ما ساعتها در جنگل انبوه به راه افتادیم.
they trekked to the summit of the mountain.
آنها به قله کوه پیادهروی کردند.
after we trekked across the desert, we found an oasis.
بعد از اینکه ما در صحرا به راه افتادیم، یک واحه پیدا کردیم.
she trekked along the coastline, enjoying the views.
او در امتداد خط ساحلی به راه افتاد و از مناظر لذت برد.
he trekked with a group of friends last summer.
او تابستان گذشته با گروهی از دوستان به راه افتاد.
we trekked through the snow to reach the cabin.
ما برای رسیدن به کلبه از میان برف به راه افتادیم.
they trekked for days to reach the remote village.
آنها برای رسیدن به روستای دورافتاده چندین روز به راه افتادند.
she always wanted to trek in the himalayas.
او همیشه میخواست در هیمالیا به راه بیفتد.
the team trekked over rugged terrain during their expedition.
تیم در طول экспедиция خود در زمینی ناهموار به راه افتاد.
we trekked at dawn to catch the sunrise.
ما در سپیده دم به راه افتادیم تا طلوع خورشید را ببینیم.
trekked through
از میان عبور کرد
trekked up
بالا رفتن
trekked down
پایین رفتن
trekked along
همراه رفتن
trekked across
از آن عبور کردن
trekked out
بیرون رفتن
trekked back
بازگشتن
trekked in
وارد شدن
trekked around
دور زدن
trekked far
دور رفتن
we trekked through the dense forest for hours.
ما ساعتها در جنگل انبوه به راه افتادیم.
they trekked to the summit of the mountain.
آنها به قله کوه پیادهروی کردند.
after we trekked across the desert, we found an oasis.
بعد از اینکه ما در صحرا به راه افتادیم، یک واحه پیدا کردیم.
she trekked along the coastline, enjoying the views.
او در امتداد خط ساحلی به راه افتاد و از مناظر لذت برد.
he trekked with a group of friends last summer.
او تابستان گذشته با گروهی از دوستان به راه افتاد.
we trekked through the snow to reach the cabin.
ما برای رسیدن به کلبه از میان برف به راه افتادیم.
they trekked for days to reach the remote village.
آنها برای رسیدن به روستای دورافتاده چندین روز به راه افتادند.
she always wanted to trek in the himalayas.
او همیشه میخواست در هیمالیا به راه بیفتد.
the team trekked over rugged terrain during their expedition.
تیم در طول экспедиция خود در زمینی ناهموار به راه افتاد.
we trekked at dawn to catch the sunrise.
ما در سپیده دم به راه افتادیم تا طلوع خورشید را ببینیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید