trekked

[ایالات متحده]/trɛkt/
[بریتانیا]/trɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سفر طولانی و دشواری را پیاده طی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

trekked through

از میان عبور کرد

trekked up

بالا رفتن

trekked down

پایین رفتن

trekked along

همراه رفتن

trekked across

از آن عبور کردن

trekked out

بیرون رفتن

trekked back

بازگشتن

trekked in

وارد شدن

trekked around

دور زدن

trekked far

دور رفتن

جملات نمونه

we trekked through the dense forest for hours.

ما ساعت‌ها در جنگل انبوه به راه افتادیم.

they trekked to the summit of the mountain.

آنها به قله کوه پیاده‌روی کردند.

after we trekked across the desert, we found an oasis.

بعد از اینکه ما در صحرا به راه افتادیم، یک واحه پیدا کردیم.

she trekked along the coastline, enjoying the views.

او در امتداد خط ساحلی به راه افتاد و از مناظر لذت برد.

he trekked with a group of friends last summer.

او تابستان گذشته با گروهی از دوستان به راه افتاد.

we trekked through the snow to reach the cabin.

ما برای رسیدن به کلبه از میان برف به راه افتادیم.

they trekked for days to reach the remote village.

آنها برای رسیدن به روستای دورافتاده چندین روز به راه افتادند.

she always wanted to trek in the himalayas.

او همیشه می‌خواست در هیمالیا به راه بیفتد.

the team trekked over rugged terrain during their expedition.

تیم در طول экспедиция خود در زمینی ناهموار به راه افتاد.

we trekked at dawn to catch the sunrise.

ما در سپیده دم به راه افتادیم تا طلوع خورشید را ببینیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید