great triumphs
پیروزیهای بزرگ
personal triumphs
پیروزیهای شخصی
unexpected triumphs
پیروزیهای غیرمنتظره
shared triumphs
پیروزیهای مشترک
historic triumphs
پیروزیهای تاریخی
major triumphs
پیروزیهای مهم
collective triumphs
پیروزیهای جمعی
military triumphs
پیروزیهای نظامی
celebrated triumphs
پیروزیهای جشن گرفته شده
recent triumphs
پیروزیهای اخیر
the team's triumphs in the championship were celebrated by all.
پیروزیهای تیم در مسابقات قهرمانی توسط همه جشن گرفته شد.
her triumphs in life inspire others to pursue their dreams.
پیروزیهای او در زندگی دیگران را به دنبال کردن رویاهایشان تشویق میکند.
despite many challenges, his triumphs made him a role model.
با وجود چالشهای فراوان، پیروزیهای او او را به یک الگو تبدیل کرد.
the artist's triumphs at the exhibition garnered critical acclaim.
پیروزیهای هنرمند در نمایشگاه تحسین منتقدان را به دست آورد.
her triumphs in academics led to a scholarship opportunity.
پیروزیهای او در تحصیلات منجر به فرصت دریافت بورسیه شد.
they celebrated their triumphs with a grand party.
آنها پیروزیهای خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.
his triumphs in sports brought him national recognition.
پیروزیهای او در ورزش باعث به دست آوردن شناخت ملی شد.
the company's triumphs in innovation set it apart from competitors.
پیروزیهای شرکت در نوآوری آن را از رقبا متمایز کرد.
she shared her triumphs with her family during dinner.
او پیروزیهای خود را در هنگام شام با خانوادهاش به اشتراک گذاشت.
his literary triumphs earned him several prestigious awards.
پیروزیهای ادبی او باعث شد چندین جایزه معتبر به دست آورد.
great triumphs
پیروزیهای بزرگ
personal triumphs
پیروزیهای شخصی
unexpected triumphs
پیروزیهای غیرمنتظره
shared triumphs
پیروزیهای مشترک
historic triumphs
پیروزیهای تاریخی
major triumphs
پیروزیهای مهم
collective triumphs
پیروزیهای جمعی
military triumphs
پیروزیهای نظامی
celebrated triumphs
پیروزیهای جشن گرفته شده
recent triumphs
پیروزیهای اخیر
the team's triumphs in the championship were celebrated by all.
پیروزیهای تیم در مسابقات قهرمانی توسط همه جشن گرفته شد.
her triumphs in life inspire others to pursue their dreams.
پیروزیهای او در زندگی دیگران را به دنبال کردن رویاهایشان تشویق میکند.
despite many challenges, his triumphs made him a role model.
با وجود چالشهای فراوان، پیروزیهای او او را به یک الگو تبدیل کرد.
the artist's triumphs at the exhibition garnered critical acclaim.
پیروزیهای هنرمند در نمایشگاه تحسین منتقدان را به دست آورد.
her triumphs in academics led to a scholarship opportunity.
پیروزیهای او در تحصیلات منجر به فرصت دریافت بورسیه شد.
they celebrated their triumphs with a grand party.
آنها پیروزیهای خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.
his triumphs in sports brought him national recognition.
پیروزیهای او در ورزش باعث به دست آوردن شناخت ملی شد.
the company's triumphs in innovation set it apart from competitors.
پیروزیهای شرکت در نوآوری آن را از رقبا متمایز کرد.
she shared her triumphs with her family during dinner.
او پیروزیهای خود را در هنگام شام با خانوادهاش به اشتراک گذاشت.
his literary triumphs earned him several prestigious awards.
پیروزیهای ادبی او باعث شد چندین جایزه معتبر به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید