successes

[ایالات متحده]/səkˈsɛsɪz/
[بریتانیا]/səkˈsɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موفقیت‌ها; دستاوردها; افراد موفق; رویدادهای موفق

عبارات و ترکیب‌ها

great successes

موفقیت‌های بزرگ

recent successes

موفقیت‌های اخیر

notable successes

موفقیت‌های قابل توجه

achieved successes

موفقیت‌های به دست آمده

past successes

موفقیت‌های گذشته

future successes

موفقیت‌های آینده

shared successes

موفقیت‌های مشترک

measuring successes

اندازه‌گیری موفقیت‌ها

celebrating successes

جشن گرفتن موفقیت‌ها

defining successes

تعریف موفقیت‌ها

جملات نمونه

her successes in business have inspired many.

موفقیت‌های او در کسب‌وکار الهام‌بخش بسیاری بوده است.

he celebrated his successes with a big party.

او موفقیت‌های خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفت.

successes in education can lead to better opportunities.

موفقیت در تحصیل می‌تواند منجر به فرصت‌های بهتری شود.

they shared their successes at the conference.

آنها موفقیت‌های خود را در کنفرانس به اشتراک گذاشتند.

her recent successes have boosted her confidence.

موفقیت‌های اخیر او اعتماد به نفس او را افزایش داده است.

successes in research can change the world.

موفقیت در تحقیقات می‌تواند جهان را تغییر دهد.

he attributes his successes to hard work and dedication.

او موفقیت‌های خود را به تلاش و تعهد خود نسبت می‌دهد.

many startups have faced challenges despite their early successes.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها با وجود موفقیت‌های اولیه خود با چالش‌هایی روبرو شده‌اند.

successes in sports require teamwork and perseverance.

موفقیت در ورزش نیازمند کار گروهی و پشتکار است.

she often reflects on her past successes to motivate herself.

او اغلب به موفقیت‌های گذشته خود فکر می‌کند تا خود را با انگیزه نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید