trot

[ایالات متحده]/trɒt/
[بریتانیا]/trɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گام یک اسب بین پیاده‌روی و کانتر؛ یک دویدن آرام؛ صدای سم اسب در حالت تروت

vi. حرکت کردن با سرعتی بین پیاده‌روی و کانتر؛ به آرامی دویدن.
Word Forms
جمعtrots
قسمت سوم فعلtrotted
صفت یا فعل حال استمراریtrotting
زمان گذشتهtrotted
شکل سوم شخص مفردtrots

عبارات و ترکیب‌ها

trot along

قدم زدن آرام

trot out

نشان دادن

trotting horse

اسب تازه‌نورد

on the trot

به طور پی‌در‌پی

fox trot

فاکستروت

جملات نمونه

trot the hills and valleys

در تپه ها و دره ها بدوید.

The trot is a pace of the horse.

تازی‌دوانی یک سرعت برای اسب است.

I've been on the trot all day.

من تمام روز در حال دویدن بوده‌ام.

everyone trots out the old excuse.

همه افراد بهانه‌های قدیمی را مطرح می‌کنند.

I may trot round to Portobello market for vegetables.

شاید به بازار پورتوبلو بروم تا سبزیجات بخرم.

He pricked his ears and listened to the trit-trot,trit-trot of a pony.

او گوش‌هایش را تیز کرد و به صدای ترت-ترت،ترت-ترت اسب کوچک گوش داد.

you might like an early morning trot round the crew deck.

شاید از یک دویدن صبح زود در عرشه خدمه لذت ببرید.

The postillion started at a trot, and the carriage rumbled away.

نگهبان از حالت یورتمه شروع کرد و واگن دور شد.

The natural paces of the horse include the walk, the trot and the gallop.

حالت‌های طبیعی اسب شامل راه رفتن، یورتمه و چهارنعل است.

نمونه‌های واقعی

And also, tea tends to give me the trots.

همچنین، چای معمولاً باعث اسهال می‌شود.

منبع: Friends Season 8

“A magic beyond all we do here! And now, bedtime. Off you trot! ”

«جاده‌ای فراتر از همه کارهایی که اینجا انجام می‌دهیم! و حالا، وقت خواب. برو و بدو!»

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

Researchers filmed dressage riders as they trotted using both techniques.

محققان سوارکاران درساژ را در حالی که با هر دو تکنیک می‌دویدند، فیلمبرداری کردند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American February 2023 Compilation

He thinks they are very lazy; they do not trot fast.

او فکر می‌کند که آنها بسیار تنبل هستند؛ آنها به سرعت نمی‌دویدند.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

By more Spot sightings, see Spot trot.

با دیدن Spot بیشتر، Spot را در حال دویدن ببینید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

An anxious-looking little girl trotted at her heels.

یک دختربچه کوچک با چهره‌ای مضطرب در حال دویدن پشت سر او بود.

منبع: Brave New World

This hunter did not shuffle as the old raccoon had done; his gait was a steady trot.

این شکارچی مانند آنکه راکون پیر انجام داده بود، نمی‌رفت؛ راه رفتنش یک دویدن ثابت بود.

منبع: American Elementary School English 6

Next to him trotted Cornelius Fudge.

در کنارش کورنیلیوس فاج در حال دویدن بود.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

You should trot that out with your new friends.

باید آن را با دوستان جدید خود نشان دهید.

منبع: Modern Family - Season 10

Oh, come on, trot her on out. She’s fun to watch.

بیا، او را بیرون ببر. تماشای او سرگرم کننده است.

منبع: "Desperate Housewives" detailed analysis

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید