gallop

[ایالات متحده]/ˈɡæləp/
[بریتانیا]/ˈɡæləp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکت سریع و دیوانه‌وار؛ حرکت یا پیشرفت با سرعت بالا
vi. سریع و پرانرژی دویدن یا حرکت کردن
vt. باعث حرکت سریع شدن؛ به سرعت حمل و نقل کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردgallops
زمان گذشتهgalloped
جمعgallops
صفت یا فعل حال استمراریgalloping
قسمت سوم فعلgalloped

عبارات و ترکیب‌ها

galloping horse

اسب در حال دویدن

gallop race

مسابقه دو سرعت

at a gallop

با سرعت زیاد

جملات نمونه

The horse began to gallop across the field.

اسب شروع به دویدن سریع در سراسر زمین کرد.

She could feel her heart gallop with excitement.

او می‌توانست احساس کند که قلبش با هیجان می‌دود.

The marathon runner maintained a steady gallop throughout the race.

دویدن ماراتن در طول مسابقه، سرعت ثابتی را حفظ کرد.

The sound of hooves galloping echoed through the forest.

صدای سم اسب‌ها که می‌دویدند در جنگل طنین انداز شد.

The knight urged his steed to gallop towards the castle.

شوالیه از اسبش خواست تا به سمت قلعه بدود.

The car galloped down the highway at top speed.

ماشین با سرعت بالا در بزرگراه به سرعت می‌دوید.

The children pretended to gallop on their imaginary horses.

کودکان وانمود کردند که روی اسب‌های خیالی خود می‌دویدند.

The team's offense was in full gallop during the game.

حمله تیم در طول بازی به طور کامل در حال دویدن بود.

The wild stallion galloped freely across the open plain.

اسب وحشی به طور آزادانه در دشت باز می‌دوید.

The dancer's movements were like a gallop across the stage.

حرکات رقصنده مانند دویدن در صحنه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید