troublemakers

[ایالات متحده]/ˈtrʌbəlˌmeɪkəz/
[بریتانیا]/ˈtrʌbəlˌmeɪkərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که مشکلات یا اختلالات ایجاد می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

troublemakers unite

متخلفین متحد شوید

identify troublemakers

تشخیص متخلفین

troublemakers beware

متخلفین مراقب باشند

troublemakers exist

متخلفین وجود دارند

deal with troublemakers

با متخلفین برخورد کنید

troublemakers among us

متخلفین در میان ما هستند

troublemakers at school

متخلفین در مدرسه

troublemakers in class

متخلفین در کلاس

troublemakers in society

متخلفین در جامعه

troublemakers on site

متخلفین در محل

جملات نمونه

there are always troublemakers in every group.

همیشه اوباش در هر گروهی وجود دارند.

teachers often deal with troublemakers in the classroom.

معلمان اغلب با اوباش در کلاس درس مقابله می کنند.

we need to find a way to manage the troublemakers.

ما باید راهی برای مدیریت اوباش پیدا کنیم.

some troublemakers enjoy causing chaos.

برخی از اوباش از ایجاد هرج و مرج لذت می برند.

it's important to identify the troublemakers early.

شناسایی زودهنگام اوباش مهم است.

parents should talk to their children about avoiding troublemakers.

والدین باید با فرزندان خود در مورد اجتناب از اوباش صحبت کنند.

we had to separate the troublemakers from the rest of the group.

ما مجبور شدیم اوباش را از بقیه گروه جدا کنیم.

ignoring troublemakers can sometimes make the situation worse.

نادیده گرفتن اوباش گاهی اوقات می تواند وضعیت را بدتر کند.

community leaders are working to address the issues caused by troublemakers.

رهبران جامعه برای رسیدگی به مشکلات ناشی از اوباش تلاش می کنند.

we must teach our children how to handle troublemakers.

ما باید به فرزندان خود یاد بدهیم که چگونه با اوباش برخورد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید