troughs

[ایالات متحده]/trɒfs/
[بریتانیا]/trɔfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایین‌ترین نقاط یا دره‌ها؛ دره‌های امواج؛ ظرف‌های تغذیه برای حیوانات؛ جوی یا کانال برای آب

عبارات و ترکیب‌ها

high troughs

حوضچه‌های مرتفع

low troughs

حوضچه‌های پایین

troughs of despair

حوضچه‌های ناامیدی

economic troughs

حوضچه‌های اقتصادی

troughs and peaks

حوضچه‌ها و قله‌ها

troughs of water

حوضچه‌های آب

deep troughs

حوضچه‌های عمیق

troughs of life

حوضچه‌های زندگی

troughs in data

حوضچه‌ها در داده‌ها

troughs of sound

حوضچه‌های صدا

جملات نمونه

the farmer filled the troughs with fresh water.

کشاورز آب تازه را در آب‌دان‌ها ریخت.

the pigs drank eagerly from the troughs.

خوک‌ها با اشتیاق از آب‌دان‌ها نوشیدند.

we need to clean the troughs regularly to prevent algae growth.

ما باید به طور منظم آب‌دان‌ها را تمیز کنیم تا از رشد جلبک جلوگیری شود.

the troughs were designed to hold large amounts of feed.

آب‌دان‌ها برای نگهداری مقدار زیادی خوراک طراحی شده بودند.

during the drought, the troughs ran dry.

در طول خشکسالی، آب‌دان‌ها خشک شدند.

the animals gathered around the troughs at feeding time.

حیوانات در زمان غذا دادن، در اطراف آب‌دان‌ها جمع شدند.

we installed new troughs to improve water accessibility.

ما آب‌دان‌های جدید نصب کردیم تا دسترسی به آب را بهبود بخشیم.

the troughs were made of durable plastic material.

آب‌دان‌ها از مواد پلاستیکی بادوام ساخته شده بودند.

the children played near the troughs filled with water.

کودکان در نزدیکی آب‌دان‌های پر از آب بازی می‌کردند.

farmers often use troughs to provide water for livestock.

کشاورزان اغلب از آب‌دان‌ها برای تامین آب دام استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید