major depressions
افسردگیهای شدید
economic depressions
رکودهای اقتصادی
clinical depressions
افسردگیهای بالینی
seasonal depressions
افسردگیهای فصلی
chronic depressions
افسردگیهای مزمن
depressions symptoms
علائم افسردگی
mood depressions
افسردگی خلقی
postpartum depressions
افسردگی پس از زایمان
deep depressions
افسردگیهای عمیق
psychotic depressions
افسردگیهای همراه با توهم
many people suffer from deep depressions.
بسیاری از افراد از افسردگی شدید رنج می برند.
therapy can help alleviate feelings of depressions.
درمان می تواند به کاهش احساسات افسردگی کمک کند.
he has been battling his depressions for years.
او سال هاست که با افسردگی خود مبارزه می کند.
depressions can affect one's daily life significantly.
افسردگی می تواند به طور قابل توجهی بر زندگی روزمره افراد تأثیر بگذارد.
she found solace in art during her depressions.
او در دوران افسردگی خود در هنر آرامش یافت.
exercise is often recommended for managing depressions.
ورزش اغلب برای مدیریت افسردگی توصیه می شود.
friends can provide support during times of depressions.
دوستان می توانند در زمان های افسردگی از حمایت برخوردار باشند.
understanding the causes of depressions is crucial.
درک علل افسردگی بسیار مهم است.
medication can sometimes help treat severe depressions.
دارو گاهی اوقات می تواند به درمان افسردگی شدید کمک کند.
she wrote about her experiences with depressions.
او در مورد تجربیات خود با افسردگی نوشت.
major depressions
افسردگیهای شدید
economic depressions
رکودهای اقتصادی
clinical depressions
افسردگیهای بالینی
seasonal depressions
افسردگیهای فصلی
chronic depressions
افسردگیهای مزمن
depressions symptoms
علائم افسردگی
mood depressions
افسردگی خلقی
postpartum depressions
افسردگی پس از زایمان
deep depressions
افسردگیهای عمیق
psychotic depressions
افسردگیهای همراه با توهم
many people suffer from deep depressions.
بسیاری از افراد از افسردگی شدید رنج می برند.
therapy can help alleviate feelings of depressions.
درمان می تواند به کاهش احساسات افسردگی کمک کند.
he has been battling his depressions for years.
او سال هاست که با افسردگی خود مبارزه می کند.
depressions can affect one's daily life significantly.
افسردگی می تواند به طور قابل توجهی بر زندگی روزمره افراد تأثیر بگذارد.
she found solace in art during her depressions.
او در دوران افسردگی خود در هنر آرامش یافت.
exercise is often recommended for managing depressions.
ورزش اغلب برای مدیریت افسردگی توصیه می شود.
friends can provide support during times of depressions.
دوستان می توانند در زمان های افسردگی از حمایت برخوردار باشند.
understanding the causes of depressions is crucial.
درک علل افسردگی بسیار مهم است.
medication can sometimes help treat severe depressions.
دارو گاهی اوقات می تواند به درمان افسردگی شدید کمک کند.
she wrote about her experiences with depressions.
او در مورد تجربیات خود با افسردگی نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید