truco game
گیم تروکو
playing truco
بازی تروکو
truco rules
قوانین تروکو
truco hand
دست تروکو
truco bet
بازی تروکو
truco card
کارت تروکو
truco match
مسابقه تروکو
truco player
بازیکن تروکو
truco strategy
استراتژی تروکو
truco deal
همکاری تروکو
he tried to pull a fast one, but we knew he was playing trucu.
او سعی کرد یک فریب بزند، اما ما میدانستیم که او در حال بازی با ترکو بود.
the poker game involved a lot of bluffing and trucu.
بازی پوکر شامل زیادی فریب و ترکو بود.
she accused him of using trucu to win the argument.
او را متهم کرد که از ترکو برای پیروزی در مذاکره استفاده کرده است.
don't fall for their trucu; it's a scam.
به ترکو آنها فریب نخور، این یک فریب است.
he's a master of trucu and deception.
او یک ماهر در ترکو و فریبگویی است.
the politician was known for his skillful use of trucu.
این سیاستمدار به خاطر استفاده ماهرانهاش از ترکو شناخته میشد.
we saw right through his trucu and called his bluff.
ما از ترکو او عبور کردیم و فریب او را فاش کردیم.
the deal was based on trucu and misrepresentation.
این معامله بر اساس ترکو و نمایش نادرست بود.
i suspected he was using trucu to get a better price.
من شک داشتم که او از ترکو برای دستیابی به قیمت بهتر استفاده میکند.
the negotiation was full of trucu and maneuvering.
مذاکره پر از ترکو و تحریکهای مختلف بود.
he exposed their trucu during the investigation.
او در حین تحقیق ترکو آنها را فاش کرد.
truco game
گیم تروکو
playing truco
بازی تروکو
truco rules
قوانین تروکو
truco hand
دست تروکو
truco bet
بازی تروکو
truco card
کارت تروکو
truco match
مسابقه تروکو
truco player
بازیکن تروکو
truco strategy
استراتژی تروکو
truco deal
همکاری تروکو
he tried to pull a fast one, but we knew he was playing trucu.
او سعی کرد یک فریب بزند، اما ما میدانستیم که او در حال بازی با ترکو بود.
the poker game involved a lot of bluffing and trucu.
بازی پوکر شامل زیادی فریب و ترکو بود.
she accused him of using trucu to win the argument.
او را متهم کرد که از ترکو برای پیروزی در مذاکره استفاده کرده است.
don't fall for their trucu; it's a scam.
به ترکو آنها فریب نخور، این یک فریب است.
he's a master of trucu and deception.
او یک ماهر در ترکو و فریبگویی است.
the politician was known for his skillful use of trucu.
این سیاستمدار به خاطر استفاده ماهرانهاش از ترکو شناخته میشد.
we saw right through his trucu and called his bluff.
ما از ترکو او عبور کردیم و فریب او را فاش کردیم.
the deal was based on trucu and misrepresentation.
این معامله بر اساس ترکو و نمایش نادرست بود.
i suspected he was using trucu to get a better price.
من شک داشتم که او از ترکو برای دستیابی به قیمت بهتر استفاده میکند.
the negotiation was full of trucu and maneuvering.
مذاکره پر از ترکو و تحریکهای مختلف بود.
he exposed their trucu during the investigation.
او در حین تحقیق ترکو آنها را فاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید