trundles along
به جلو میرود
trundles down
به پایین میرود
trundles back
به عقب برمیگردد
trundles away
دور میشود
trundles forward
به جلو میرود
trundles past
از کنار عبور میکند
trundles off
خارج میشود
trundles up
به بالا میرود
trundles around
چکره وار میرود
trundles in
وارد میشود
the toddler trundles along the path with a big smile.
کودک خردسال با لبخند بزرگی در امتداد مسیر به جلو میرود.
the dog trundles after the ball, eager to play.
سگ به دنبال توپ میرود و مشتاق بازی است.
the old cart trundles down the cobblestone street.
چرخ دستی قدیمی در خیابان سنگفرش شده به پایین میرود.
she trundles her suitcase to the check-in counter.
او چمدان خود را به پیشخوان ثبت نام میبرد.
the baby trundles across the living room floor.
نوزاد در سراسر کف اتاق نشیمن به جلو میرود.
the train trundles into the station, ready for passengers.
قطار وارد ایستگاه میشود و برای پذیرش مسافران آماده است.
he trundles the wheelbarrow filled with dirt to the garden.
او چرخ دستی پر از خاک را به سمت باغ میبرد.
the child trundles his toy car across the floor.
کودک ماشین اسباب بازی خود را در سراسر کف حرکت میدهد.
the heavy truck trundles down the highway.
کامیون سنگین در اتوبان به پایین میرود.
she trundles her bike up the hill, enjoying the view.
او دوچرخه خود را به سمت بالای تپه میبرد و از منظره لذت میبرد.
trundles along
به جلو میرود
trundles down
به پایین میرود
trundles back
به عقب برمیگردد
trundles away
دور میشود
trundles forward
به جلو میرود
trundles past
از کنار عبور میکند
trundles off
خارج میشود
trundles up
به بالا میرود
trundles around
چکره وار میرود
trundles in
وارد میشود
the toddler trundles along the path with a big smile.
کودک خردسال با لبخند بزرگی در امتداد مسیر به جلو میرود.
the dog trundles after the ball, eager to play.
سگ به دنبال توپ میرود و مشتاق بازی است.
the old cart trundles down the cobblestone street.
چرخ دستی قدیمی در خیابان سنگفرش شده به پایین میرود.
she trundles her suitcase to the check-in counter.
او چمدان خود را به پیشخوان ثبت نام میبرد.
the baby trundles across the living room floor.
نوزاد در سراسر کف اتاق نشیمن به جلو میرود.
the train trundles into the station, ready for passengers.
قطار وارد ایستگاه میشود و برای پذیرش مسافران آماده است.
he trundles the wheelbarrow filled with dirt to the garden.
او چرخ دستی پر از خاک را به سمت باغ میبرد.
the child trundles his toy car across the floor.
کودک ماشین اسباب بازی خود را در سراسر کف حرکت میدهد.
the heavy truck trundles down the highway.
کامیون سنگین در اتوبان به پایین میرود.
she trundles her bike up the hill, enjoying the view.
او دوچرخه خود را به سمت بالای تپه میبرد و از منظره لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید