tsunami

[ایالات متحده]/tsuːˈnɑːmi/
[بریتانیا]/tsuːˈnɑːmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موج بزرگ اقیانوسی که به وسیله زلزله‌های زیر آب یا فوران‌های آتشفشانی ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tsunami warning

هشدار سونامی

tsunami alert

هشدار سونامی

tsunami zone

منطقه سونامی

tsunami watch

نظارت بر سونامی

tsunami risk

خطر سونامی

tsunami impact

اثرات سونامی

tsunami surge

جبهه سونامی

tsunami evacuation

تخلیه سونامی

tsunami damage

آسیب سونامی

tsunami preparedness

آمادگی برای سونامی

جملات نمونه

the tsunami caused widespread destruction along the coast.

سونامی باعث تخریب گسترده در امتداد ساحل شد.

many people were evacuated to higher ground before the tsunami hit.

بسیاری از مردم قبل از رسیدن سونامی به مناطق بالاتر تخلیه شدند.

scientists are studying tsunami patterns to improve early warning systems.

دانشمندان در حال مطالعه الگوهای سونامی برای بهبود سیستم‌های هشدار اولیه هستند.

the tsunami warning was issued just minutes before the waves arrived.

هشدار سونامی فقط چند دقیقه قبل از رسیدن امواج صادر شد.

after the tsunami, communities came together to rebuild their homes.

پس از سونامی، جوامع برای بازسازی خانه‌های خود گرد هم آمدند.

the documentary highlighted the impact of the tsunami on local wildlife.

مستند اثر سونامی بر حیات وحش محلی را برجسته کرد.

emergency services were quick to respond after the tsunami struck.

خدمات اورژانس پس از وقوع سونامی به سرعت واکنش نشان دادند.

many countries have developed tsunami preparedness plans.

بسیاری از کشورها طرح‌های آمادگی برای سونامی تدوین کرده‌اند.

the tsunami left a lasting impact on the affected communities.

سونامی تأثیر ماندگاری بر جوامع آسیب‌دیده گذاشت.

survivors of the tsunami shared their stories of resilience.

بازماندگان سونامی داستان‌های خود از تاب‌آوری را به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید