tubbing

[ایالات متحده]/ˈtʌbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʌbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساختن وان یا حوضچه; مواد استفاده شده برای ساختن وان یا حوضچه; حمام وان یا حوضچه; عمل پارو زدن

عبارات و ترکیب‌ها

tubbing time

زمان سر خوردن

tubbing party

جشن سر خوردن

tubbing trip

سفر سر خوردن

tubbing adventure

ماجراجویی سر خوردن

tubbing gear

تجهیزات سر خوردن

tubbing experience

تجربه سر خوردن

tubbing fun

سرگرمی سر خوردن

tubbing season

فصل سر خوردن

tubbing event

رویداد سر خوردن

tubbing location

محل سر خوردن

جملات نمونه

we spent the afternoon tubbing down the river.

ما بعد از ظهر را به سر خوردن در رودخانه گذراندیم.

he enjoys tubbing with friends on weekends.

او از سر خوردن با دوستانش در آخر هفته ها لذت می برد.

the kids had a blast tubbing at the lake.

کودکان از سر خوردن در دریاچه بسیار خوشحال بودند.

make sure to wear a life jacket while tubbing.

هنگام سر خوردن حتما جلیقه نجات بپوشید.

we rented some tubes for tubbing at the park.

ما تعدادی لوله برای سر خوردن در پارک اجاره کردیم.

after tubbing, we had a picnic by the shore.

بعد از سر خوردن، ما کنار ساحل پیک نیک داشتیم.

they were tubbing down the rapids and having fun.

آنها در حال سر خوردن در آب های خروشان بودند و خوش گذرانی می کردند.

she loves tubbing on hot summer days.

او عاشق سر خوردن در روزهای گرم تابستان است.

we took a scenic route while tubbing through the canyon.

ما در حالی که از میان دره با لوله سر می خوردیم، مسیر دیدنی را انتخاب کردیم.

don't forget sunscreen when you go tubbing!

هنگامی که برای سر خوردن می روید، کرم ضد آفتاب را فراموش نکنید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید