tubiform

[ایالات متحده]/ˈtjuːbɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˈtuːbɪfɔrm/

ترجمه

adj. شکل لوله‌ای داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

tubiform structure

ساختار لوله‌ای

tubiform shape

شکل لوله‌ای

tubiform design

طراحی لوله‌ای

tubiform organism

ارگانیسم لوله‌ای

tubiform feature

ویژگی لوله‌ای

tubiform model

مدل لوله‌ای

tubiform component

قطعه لوله‌ای

tubiform element

عنصر لوله‌ای

tubiform cavity

فضای لوله‌ای

tubiform channel

کانال لوله‌ای

جملات نمونه

the artist created a tubiform sculpture that captivated everyone.

هنرمند یک مجسمه لوله‌ای خلق کرد که همه را مجذوب خود کرد.

in biology, tubiform structures can be found in various organisms.

در زیست‌شناسی، ساختارهای لوله‌ای را می‌توان در موجودات مختلف یافت.

the engineer designed a tubiform pipeline for better fluid flow.

مهندس یک خط لوله لوله‌ای برای بهبود جریان سیال طراحی کرد.

she wore a tubiform dress that flattered her figure.

او یک لباس لوله‌ای پوشید که به اندامش جلوه می‌داد.

the tubiform shape of the vase made it unique.

شکل لوله‌ای گلدان آن را منحصر به فرد می‌کرد.

they observed a tubiform nest built by the insects.

آنها یک لانه لوله‌ای که توسط حشرات ساخته شده بود را مشاهده کردند.

the tubiform design of the furniture maximizes space efficiency.

طراحی لوله‌ای مبلمان باعث افزایش کارایی فضا می‌شود.

his research focused on tubiform structures in marine biology.

تحقیقات او بر روی ساختارهای لوله‌ای در زیست‌شناسی دریایی متمرکز بود.

the tubiform architecture of the building was quite innovative.

معماری لوله‌ای ساختمان کاملاً نوآورانه بود.

they found a tubiform artifact during the archaeological dig.

آنها یک شیء لوله‌ای را در حین کاوش باستان‌شناسی پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید