| جمع | tugboats |
tugboat captain
کاپیتان یدک کش
tugboat service
خدمات یدککش
tugboat industry
صنعت یدککش
tugboat operator
اپراتور یدککش
tugboat fleet
ناوگان یدککش
tugboat assistance
کمکرسانی یدککش
tugboat maneuver
مانور یدککش
tugboat towing
کشیدن با یدککش
tugboat docking
لنگر انداختن یدککش
tugboat pilot
راهنمای یدککش
the tugboat assisted the large cargo ship in docking.
کشتی یدک به کشتی باری بزرگ در پهلو گرفتن کمک کرد.
we watched the tugboat navigate through the busy harbor.
ما تماشاگر این بودیم که کشتی یدک در میان بندر شلوغ حرکت میکند.
the tugboat pulled the barge safely to shore.
کشتی یدک به طور ایمن بارج را به ساحل کشید.
during the storm, the tugboat remained operational to assist vessels.
طی طوفان، کشتی یدک برای کمک به کشتیها عملیاتی باقی ماند.
the captain of the tugboat communicated with the crew on the ship.
کاپیتان کشتی یدک با خدمه کشتی ارتباط برقرار کرد.
they hired a tugboat to help with the salvage operation.
آنها یک کشتی یدک برای کمک به عملیات نجات استخدام کردند.
the tugboat's powerful engines made it easy to tow large vessels.
موتورهای قدرتمند کشتی یدک کشیدن کشتیهای بزرگ را آسان میکرد.
after the race, the tugboat returned to its dock.
پس از مسابقه، کشتی یدک به اسکله خود بازگشت.
the tugboat crew trained for emergency situations regularly.
خدمه کشتی یدک به طور منظم برای شرایط اضطراری آموزش میدیدند.
tugboats play a crucial role in maritime safety.
کشتیهای یدک نقش مهمی در ایمنی دریایی ایفا میکنند.
tugboat captain
کاپیتان یدک کش
tugboat service
خدمات یدککش
tugboat industry
صنعت یدککش
tugboat operator
اپراتور یدککش
tugboat fleet
ناوگان یدککش
tugboat assistance
کمکرسانی یدککش
tugboat maneuver
مانور یدککش
tugboat towing
کشیدن با یدککش
tugboat docking
لنگر انداختن یدککش
tugboat pilot
راهنمای یدککش
the tugboat assisted the large cargo ship in docking.
کشتی یدک به کشتی باری بزرگ در پهلو گرفتن کمک کرد.
we watched the tugboat navigate through the busy harbor.
ما تماشاگر این بودیم که کشتی یدک در میان بندر شلوغ حرکت میکند.
the tugboat pulled the barge safely to shore.
کشتی یدک به طور ایمن بارج را به ساحل کشید.
during the storm, the tugboat remained operational to assist vessels.
طی طوفان، کشتی یدک برای کمک به کشتیها عملیاتی باقی ماند.
the captain of the tugboat communicated with the crew on the ship.
کاپیتان کشتی یدک با خدمه کشتی ارتباط برقرار کرد.
they hired a tugboat to help with the salvage operation.
آنها یک کشتی یدک برای کمک به عملیات نجات استخدام کردند.
the tugboat's powerful engines made it easy to tow large vessels.
موتورهای قدرتمند کشتی یدک کشیدن کشتیهای بزرگ را آسان میکرد.
after the race, the tugboat returned to its dock.
پس از مسابقه، کشتی یدک به اسکله خود بازگشت.
the tugboat crew trained for emergency situations regularly.
خدمه کشتی یدک به طور منظم برای شرایط اضطراری آموزش میدیدند.
tugboats play a crucial role in maritime safety.
کشتیهای یدک نقش مهمی در ایمنی دریایی ایفا میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید