tugboat

[ایالات متحده]/ˈtʌɡbəʊt/
[بریتانیا]/ˈtʌɡboʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق مورد استفاده برای کشیدن یا هل دادن کشتی‌ها؛ همچنین به عنوان قایق کشنده شناخته می‌شود.
Word Forms
جمعtugboats

عبارات و ترکیب‌ها

tugboat captain

کاپیتان یدک کش

tugboat service

خدمات یدک‌کش

tugboat industry

صنعت یدک‌کش

tugboat operator

اپراتور یدک‌کش

tugboat fleet

ناوگان یدک‌کش

tugboat assistance

کمک‌رسانی یدک‌کش

tugboat maneuver

مانور یدک‌کش

tugboat towing

کشیدن با یدک‌کش

tugboat docking

لنگر انداختن یدک‌کش

tugboat pilot

راهنمای یدک‌کش

جملات نمونه

the tugboat assisted the large cargo ship in docking.

کشتی یدک به کشتی باری بزرگ در پهلو گرفتن کمک کرد.

we watched the tugboat navigate through the busy harbor.

ما تماشاگر این بودیم که کشتی یدک در میان بندر شلوغ حرکت می‌کند.

the tugboat pulled the barge safely to shore.

کشتی یدک به طور ایمن بارج را به ساحل کشید.

during the storm, the tugboat remained operational to assist vessels.

طی طوفان، کشتی یدک برای کمک به کشتی‌ها عملیاتی باقی ماند.

the captain of the tugboat communicated with the crew on the ship.

کاپیتان کشتی یدک با خدمه کشتی ارتباط برقرار کرد.

they hired a tugboat to help with the salvage operation.

آنها یک کشتی یدک برای کمک به عملیات نجات استخدام کردند.

the tugboat's powerful engines made it easy to tow large vessels.

موتورهای قدرتمند کشتی یدک کشیدن کشتی‌های بزرگ را آسان می‌کرد.

after the race, the tugboat returned to its dock.

پس از مسابقه، کشتی یدک به اسکله خود بازگشت.

the tugboat crew trained for emergency situations regularly.

خدمه کشتی یدک به طور منظم برای شرایط اضطراری آموزش می‌دیدند.

tugboats play a crucial role in maritime safety.

کشتی‌های یدک نقش مهمی در ایمنی دریایی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید