tugged

[ایالات متحده]/tʌɡd/
[بریتانیا]/tʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با حرکتی تند یا ناگهانی کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

tugged at

کشید

tugged away

دور کشید

tugged back

پس کشید

tugged forward

به جلو کشید

tugged loose

شل کرد

tugged down

به پایین کشید

tugged up

به بالا کشید

tugged hard

سخت کشید

tugged gently

به آرامی کشید

tugged tight

سفت کشید

جملات نمونه

she tugged at his sleeve to get his attention.

او برای جلب توجه او، آستین او را کشید.

the child tugged the toy from his friend's hands.

کودک اسباب‌بازی را از دست دوستش کشید.

he tugged the rope to signal for help.

او برای درخواست کمک، طناب را کشید.

she tugged the blanket closer to keep warm.

او پتو را به سمت خود کشید تا گرم بماند.

the dog tugged on the leash, eager to go for a walk.

سگ بند قلاده را کشید، مشتاق به پیاده‌روی.

he tugged at the door, but it wouldn't budge.

او در را کشید، اما تکان نخورد.

she tugged her hair into a ponytail before running.

او قبل از دویدن، موهایش را به یک دم اسبی کشید.

they tugged the heavy box across the floor.

آنها جعبه سنگین را روی زمین کشیدند.

he tugged at his collar, feeling uncomfortable.

او یقه لباسش را کشید، احساس ناراحتی می‌کرد.

the little girl tugged at her father's hand to go to the park.

دختر کوچولو برای رفتن به پارک، دست پدرش را کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید