tensioned

[ایالات متحده]/ˈtɛnʃənd/
[بریتانیا]/ˈtɛnʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کشیده شده محکم
v. زمان گذشته تنش

عبارات و ترکیب‌ها

tensioned wire

سیم کشیده

tensioned cable

کابل کشیده

tensioned beam

بار کشیده

tensioned fabric

پارچه کشیده

tensioned structure

ساختار کشیده

tensioned membrane

غشا کشیده

tensioned rod

میله کشیده

tensioned line

خط کشیده

tensioned system

سیستم کشیده

tensioned support

پشتیبانی کشیده

جملات نمونه

the cable was tensioned to ensure stability.

کابل برای اطمینان از پایداری، کشیده شد.

she tensioned the fabric before sewing.

او قبل از دوختن پارچه را کشید.

the athlete's muscles were tensioned during the competition.

عضلات ورزشکار در طول مسابقه کشیده شده بودند.

the bridge cables are tensioned to support the structure.

کابل‌های پل برای حمایت از سازه کشیده شده‌اند.

he tensioned the strings of the guitar for better sound.

او برای صدای بهتر، سیم‌های گیتار را کشید.

the team tensioned the net for the volleyball match.

تیم تور والیبال را برای مسابقه کشید.

the wire was tensioned to avoid sagging.

سیم برای جلوگیری از افتادگی کشیده شد.

they tensioned the tarp to keep it secure during the storm.

آنها برای حفظ امنیت آن در طول طوفان، برزنت را کشیدند.

before starting the project, they tensioned the guidelines.

قبل از شروع پروژه، آنها خطوط راهنما را کشیدند.

the technician tensioned the bolts to prevent loosening.

تکنسین پیچ‌ها را برای جلوگیری از شل شدن کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید