turbines

[ایالات متحده]/ˈtɜːbaɪnz/
[بریتانیا]/ˈtɜrbaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین‌هایی که انرژی را از سیالات به کار مکانیکی تبدیل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

wind turbines

توربین‌های بادی

gas turbines

توربین‌های گازی

steam turbines

توربین‌های بخار

turbines efficiency

راندمان توربین‌ها

turbines installation

نصب توربین‌ها

hydraulic turbines

توربین‌های هیدرولیک

turbines maintenance

نگهداری توربین‌ها

turbines operation

نحوه عملکرد توربین‌ها

turbines design

طراحی توربین‌ها

turbines performance

عملکرد توربین‌ها

جملات نمونه

wind turbines are an important source of renewable energy.

توربین‌های بادی منبع مهمی از انرژی تجدیدپذیر هستند.

the company specializes in manufacturing turbines for power plants.

این شرکت در ساخت توربین برای نیروگاه‌ها تخصص دارد.

many countries are investing in offshore wind turbines.

بسیاری از کشورها در حال سرمایه‌گذاری در توربین‌های بادی فراساحلی هستند.

turbines convert kinetic energy into mechanical energy.

توربین‌ها انرژی جنبشی را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کنند.

hydroelectric turbines generate electricity from flowing water.

توربین‌های برق‌آبی برق را از آب جاری تولید می‌کنند.

regular maintenance is essential for the efficiency of turbines.

تعویض منظم برای بهره‌وری توربین‌ها ضروری است.

engineers are designing more efficient turbines for future projects.

مهندسان در حال طراحی توربین‌های کارآمدتر برای پروژه‌های آینده هستند.

some turbines can operate in low wind conditions.

برخی از توربین‌ها می‌توانند در شرایط باد کم کار کنند.

wind turbines can be found in many rural areas.

توربین‌های بادی را می‌توان در بسیاری از مناطق روستایی یافت.

innovations in turbine technology are advancing rapidly.

نوآوری‌ها در فناوری توربین به سرعت در حال پیشرفت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید