turbot

[ایالات متحده]/'tɜːbət/
[بریتانیا]/'tɝbət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطا (نوعی ماهی) چینی

جملات نمونه

turbot with a spiced sauce.

ماهی توربوت با سس تند

The pattern of the fertilization of turbot is monospermy, which is similar with that of flounder.

الگوی باروری سَمک بالون، مونو اسپرمی است که با باروری زبان سرخ نیز مشابه است.

Low sales for turbot during the past months have led to a price drop.

کاهش فروش توربوت در ماه های گذشته منجر به کاهش قیمت شده است.

In the latest studies, scientists caught 82 male Eng-lish sole and hornyhead turbot off Los Angeles and Or-ange counties. Of those, 11 possessed ovary tissue in their testes.

در مطالعات اخیر، دانشمندان 82 ماهی سرگنده‌ای نر انگلیسی و توربوت شاخ‌دار را در سواحل لس آنجلس و شهرستان اورنج صید کردند. از این تعداد، 11 مورد دارای بافت تخمدک در بیضه‌های خود بودند.

Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.

خوراک اکسترود شده برای ماهی‌های دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.

The chef prepared a delicious turbot dish for the special occasion.

سرآشپز یک غذای خوشمزه توربوت را برای مناسبت خاص آماده کرد.

Turbot is often considered a delicacy in many seafood restaurants.

توربوت اغلب به عنوان یک غذای خاص در بسیاری از رستوران های غذاهای دریایی در نظر گرفته می شود.

The turbot was seasoned with herbs and grilled to perfection.

توربوت با گیاهان معطر مزه‌دار و به طور کامل گریل شد.

The turbot fillet was served with a lemon and butter sauce.

فیله توربوت با سس لیمو و کره سرو شد.

She ordered the turbot for her main course at the fancy restaurant.

او توربوت را به عنوان غذای اصلی خود در رستوران مجلل سفارش داد.

The turbot was caught fresh from the sea that morning.

توربوت آن صبح از دریا تازه صید شده بود.

The turbot was so tender and flaky, it melted in your mouth.

توربوت آنقدر لطیف و پوسته ای بود که در دهان شما آب می شد.

The turbot was served whole with a side of roasted vegetables.

توربوت به طور کامل با یک طرف بشقاب سبزیجات کبابی سرو شد.

He grilled the turbot on the barbecue until it was perfectly cooked.

او توربوت را روی باربکیو گریل کرد تا کاملاً پخته شود.

The turbot was the highlight of the seafood buffet at the event.

توربوت برجسته ترین غذای بافکت غذاهای دریایی در این رویداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید